Global Team (گلوبال تیم)

گروه آموزشی بازاریابی شبکه ای GTeam لگ مستقیم در شرکت بازاریابان ایرانیان زمین

Global Team (گلوبال تیم)

مهرداد یوسفی
Global Team (گلوبال تیم) گروه آموزشی بازاریابی شبکه ای GTeam لگ مستقیم در شرکت بازاریابان ایرانیان زمین

درآمدهای ثابت و کوچکی که باعث عقب ماندن می‌شوند!

روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر بودند. در یکی از سفرهایشان در بیابانی گم شدند و تا آمدند راهی پیدا کنند شب فرا رسید. ناگهان از دور نوری دیدند وبا شتاب سمت آن رفتند. دیدند زنی در چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می‌کند. آن‌ها آن شب را مهمان او شدند. او نیز از شیر تنها بزی که داشت به آن‌ها داد تا گرسنگی راه بدر کنند.

روز بعد مرید و مرشد از زن تشکر کردند و به راه خود ادامه دادند. در مسیر، مرید همواره در فکر آن زن بود و این که چگونه فقط با یک بز زندگی می‌گذراند و ای‌کاش قادر بودند به آن زن کمک می‌کردند، تا این‌که به مرشد خود قضیه را گفت. مرشد فرزانه پس از اندکی تامل پاسخ داد: "اگر واقعا می‌خواهی به آن‌ها کمک کنی برگرد و بزشان را بکش!"
مرید ابتدا بسیار متعجب شد ولی از آن‌جا که به مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت، برگشت و شبانه بز را در تاریکی کشت واز آن‌جا دور شد.
سال‌های سال گذشت و مرید همواره در این فکر بود که بر سر آن زن و بچه‌هایش چه آمد.
روزی از روزها مرید و مرشد وارد شهری زیبا شدند که از نظر تجاری نگین آن منطقه بود. سراغ تاجر بزرگ شهر را گرفتند و مردم آن‌ها را به قصری در داخل شهر راهنمایی کردند. صاحب قصر زنی بود با لباس‌های بسیار مجلل و خدم و حشم فراوان که طبق عادتش به گرمی از مسافرین استقبال و پذیرایی کرد، و دستور داد به آن‌ها لباس جدید داده و اسباب راحتی و استراحت فراهم کنند. پس از استراحت آن‌ها نزد زن رفتند تا از رازهای موفقیت وی جویا شوند. زن نیز چون آن‌ها را مرید و مرشدی فرزانه یافت، پذیرفت و شرح‌حال خود این گونه بیان نمود:
سال‌های بسیار پیش من شوهرم را از دست دادم و با چند فرزندم و تنها بزی که داشتیم زندگی سپری می‌کردیم. یک روز صبح دیدیم که بزمان مرده و دیگر هیچ نداریم. ابتدا بسیار اندوهگین شدیم ولی پس از مدتی مجبور شدیم برای گذران زندگی با فرزندانم هرکدام به کاری روی آوریم. ابتدا بسیار سخت بود ولی کم‌کم هر کدام از فرزندانم موفقیت‌هایی در کارشان کسب کردند. فرزند بزرگ‌ترم زمین زراعی مستعدی در آن نزدیکی یافت. فرزند دیگرم معدنی از فلزات گران‌بها پیدا کرد و دیگری با قبایل اطراف شروع به داد و ستد نمود. پس از مدتی با آن ثروت شهری را بنا نهادیم و حال در کنار هم زندگی می‌کنیم...

همانند داستان آموزنده ی ما زندگی های بسیاری وجود دارد که سالیان سال اینگونه ادامه میدهند.

ولی برای رسیدن به بی نهایت باید دل به دریا زد و ریسک کرد.

امروز نوبت شماست که بز خود را بکشید...



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۶ | 22:23 | نویسنده : عمومی |

پیام نگرشی دی ماه تیم جهانی

درود به همه خانواده عظیم و پرقدرت جی تیم

اول از همه خدا رو سپاس میگم که باز هم فرصت اینو دارم نگرش یکی‌ دیگه از ماه‌های خوبمون رو باهاتون در میون بزارم.

خیلی سریعتر از اونچه که فکرش رو کنیم، پاییز ۹۶ هم به خاطره‌ها پیوست و خدا رو شکر که با نتایج مثبت بیشماری این روزها رو پشت سر گذاشتیم...

اونایی که سابقه بیشتر از یکسال دارن میدونن فصل زمستون فصل رشد نتورکه

خودمم دلیلش رو‌نمیدونم دقیقا چرا !

ولی میشه دلیل اصلیش رو نزدیک شدن به سال جدید و هدفمندی خیلی از آدم‌های ارزشمنده که نمیخوان سالشون رو به این راحتی تموم کنند و همه تلاششون رو میکنند که بهترین نتیجه رو از سال خودشون بگیرند...

امیدوارم شما هم جزو اون دسته ایی باشید که بهترین فصل‌های نتورکشون رو تو همین فصل زمستون تجربه کردند مثل خودم!

اما خب قراره با همدیگه یکی دیگه از نگرشهای خاص جی تیم و از همه مهمتر یکی از نگرشهای مهم انسانی رو درونی کنیم...

این نگرش یکی از نگرش‌هاییه که میتونه نشون دهنده خیلی از نگرشهای دیگه باشه که مطمعنم همه با هم بیشتر از قبل درکش میکنیم.

نام این ماه یعنی اولین فصل زمستون رو

شرف جی تیمی

میزاریم...

شرف در لغت به معنای:

بزرگواری و بلندمرتبگی است. آبرو، حیثیت و عزت داشتن . دارای حرمت و ناموس بودن... این کلمه در اصل به معنای بلندی و مکان بلند است...

 

همینطور که میبینید با نگرش خیلی حساس و خاصی روبرو هستیم...

اعتقادم اینه تمام سرمایه یه شخص تو زندگیش همین اعتبار یا حیثیت و آبروشه...

شرف داشتن چیزیه که میتونه از هر انسانی تو چالشهاش محافظت کنه و نقش یک معجزه رو برای عبور از سختی‌های زندگیش داشته باشه...

اگه خوب دقت کنید در قلب کلمه شرف معانی بیشماری هست که خیلی‌هاش رو به عنوان نگرش ماه‌های جی تیمی عنوان کردیم...

نگرش‌هایی مثل غیرت، منش، سیاق، اصالت، میثاق و ...

پس میشه گفت افراد با شرفشون زندگیشون رو میسازند و این خیلی مهمه که بدونیم شرف چیه و چطور بوجود میاد!

من نمیخوام اینجا براتون فلسفه شرف رو بگم و مطمعنم خودتون بهتر از هرکسی میتونید در موردش اطلاعات کسب کنید و در قسمت نظرات با همه جی تیم به اشتراک بزارید و یا در جلساتتون در موردش صحبت کنید...

اما به صورت کلی این کلمه رو ما از خانواده خودمون یاد گرفتیم...

وقتی که بزرگ‌تر شدیم متوجه شدیم بیش‌ترین چیزی که بزرگ‌ترها براشون ارزش محسوب میشه آبرو و حیثیتشونه!

میدونید چرا؟!

چون شرف چیزی نیست که بتونی به ارث ببری!

چیزی نیست که تو خونت باشه!

نمیتونی جایی شرف رو بخری!

حتی نمیتونی جایی پیدا کنی که بتونی یه شبه باحیثیت و باابرو باشی!

بلکه شرف چیزیه که به سختی و ذره ذره میتونی به دستش بیاری و از اونجایی که بزرگترهامون با همه وجودشون لحظه لحظه زندگیشون رو صرف به دست آوردنش کردند به همین جهت بالاترین ارزش رو براشون داره!

اما نکته ایی که در مورد شرف وجود داره که اونو حساس میکنه اینه:

شرف به سختی و ذره ذره طی سابقه‌ی شما از زندگی بوجود میاد ولی...

ولی در یک چشم به هم زدن اگه ازش محافظت نکنی میتونه از بین بره!!

بخاطر همینه که بزرگترها تا این حد روی این ارزششون حساس هستند چون ممکنه با اشتباه یک نفر در خانواده حیثیت و آبروی بقیه خانواده رو به خطر بندازه!!

البته نمیخوام در مورد تفاوت سطح ارزش‌های غلط و نگرش‌های غلط در تعریف درست از شرف صحبت کنم...

میتونید پیام غیرت جی تیمی رو یبار دیگه بخونید تا متوجه صحبتم بشید....

در کل ممکنه خیلی از رفتارها و اخلاقیات به اشتباه ‌و به مرور زمان به معنی باشرف بودن و بی‌شرف بودن تبدیل شده باشه که قطعا اشتباهه و اینجا نمیشه در موردش صحبت کرد...

فقط لازم میدونم یه توضیح کلی و ساده در این مورد داشته باشیم...

همه میدونیم وقتی یک خانواده شکل میگیره ... یعنی ... افراد با هم میثاق بستند که با هم زندگی کنند... دیگه این یک میثاق معمولی نیست بلکه یه میثاق خونی بین اعضای خانواده هست که تا پای جونشون از حیثیت و آبروشون دفاع کنند و برای دفاع از این خانواده جایگاه پدر، مادر، برادر و خواهر کاملا مشخصه و با این وجود هیچکدوم حاضر به هتک حرمت نیستند و تا پای جونشون برای حفظ آبروشون تلاش میکنند...

که میشه اینو بسط داد به خانواده های بزرگ‌تر و فامیلی و همینطور خانواده های محلی، شهری و حتی یک کشور...

اما یه واقعیتی وجود داره حتی در خانواده ها هم دیده شده که افرادی به دلیل عدم رشد شخصی و عدم عزت نفس و یا به دلیل سود محوری حاضر به هتک حرمت خانواده میشن و میبینیم که در این مواقع بقیه اعضای خانواده با وحدتشون سعی میکنند که با تمام وجود از شرفشون در مقابل همین شخص دفاع کنند...

چرا !؟

چون اونها با تمام وجودشون ارزش خانواده رو میدونن و با درک و شعورشون اسم خانواده رو انتخاب کردند و سیاقشون رو باور کردند...

 

و اما برسیم به نگرش جی تیم خودمون...

شرف جی تیمی به چه معنیه؟!

خب همونطور که گفته شد و میدونیم، شرف به این راحتی به وجود نمیاد و به مرور زمان و با سابقه خوب و رشد افراد شرفشون نیز رشد میکنه و اگه این شرف نسبت به یک خانواده باشه همه خانواده مسئول حفاظت از شرف یا همون حیثیت، آبرو و ناموسشون هستند...

دوست دارم کمی با عمق بیش‌تری به این موضوع فکر کنید...

آبروی خانوادگی یه خانواده اصیل رو‌در نظر بگیرید؟!

فکر میکنید چقدر بها داده شده که این خانواده رو به عنوان یه خانواده اصیل میشناسند؟!

وقتی یه شخصی در این خانواده متولد میشه حسش چیه؟!

چقدر لذت میبره که این شانس رو داشته که در یه خانواده اصیل به دنیا اومده!

وقتی یه شخصی با یه خانواده اصیل وصلت میکنه حسش چیه؟!

چقدر خودش رو مسئول میدونه مثل سایر اعضای خانواده از اصالتش، آبروش و شرفش دفاع کنه؟!

با اینکه شاید تا اینجا برای شرفش هیچ بهایی نداده باشه!!

خب

خانواده عزیزم

خیلی دوست دارم راحت با هم صحبت کنیم...

به نظرتون جی تیم چطور شکل گرفت؟

چطور چند هزار نفری شدیم؟

چه بهاهایی برای برند شدن جی تیم داده شد؟!

خواهش میکنم به این موارد فکر کنید!

مگه غیر از اینه که ما مدعیه بهترین خانواده‌ی نتورک دنیا هستیم!؟

مگه غیر از اینکه اگه اصالتی وجود داره بدون در نظر گرفتن رتبه و سابقه همه مسئول محافظت از این ارزش‌ها هستیم!

مگه غیر از اینکه اگه قراره با هم مسیر آزادی رو بریم باید و باید همه نگرشها رو در خودمون درونی کنیم و از ارزش‌هامون محافظت کنیم!

مگه غیر از اینکه اگه نتونیم صادقانه کنار هم قرار بگیریم موفقیتی رو نخواهیم دید...

اگه این حرفا رو میزنم بخاطر اینکه دوست دارم چیزهایی رو بهتون بگم که نمیشه با پیام گفت!

اگه امروز جی تیم به این نقطه رسید یکی از مهم‌ترین دلایلش این بود که خیلی‌ها با شرفشون جی تیمشون رو ساختند و همین کافیه برای جهانی شدنمون و در مقابل افرادی که خواستند با آبروی جی تیم بازی کنند توسط خود جی تیمی‌ها سرجاشون نشستند دقیقا مثل وقتی که کسی بخواد به خانواده شما هتک حرمت کنه!

امروز میدونیم هیچ موفقیتی اتفاقی نیست

امروز میدونیم نگرشهامون و باورهامون زندگیمون رو میسازه...

امروز میدونیم اگه سیاق جی تیمی نباشه هیچ موفقیت پایداری به دست نخواهد آمد...

امروز میدونیم که جی تیم با شرف یسری افراد اعتبار و آبروی نتورک ایران و جهان خواهد بود...

پس اگه میخوایم یه زندگی سعادتمندانه و موفقی رو برای خودمون و خانوادمون بسازیم باید با همه وجودمون از ذره ذره جی تیم محافظت کنیم و بدونیم که اعتبار جی تیم اعتبار ماست و اعتبار ما اعتبار جی تیم...

به همین راحتی اجازه ندیم افراد سود محور و بی آبرو به ارزش‌هایی که با درک و شعورمون پذیرفتیم خدشه‌ای وارد کنند...

یادمون باشه تمام آبهای جهان هم نمیتونن قایقمون رو غرق کنند مگر اینکه ما اجازه بدیم به درونش راه پیدا کنند...

تا الان دیدید و باز هم قطعا میبینید که من با همه وجودم و اگه نیاز باشه حتی با خونم از حیثیت و آبرویی که به همراه خیلی‌ها سالها براش زحمت کشیده شده دفاع میکنم و اطمینان دارم خیلی از جی تیمی‌های اصیل و ارزشمند کنارم هستند و یک نفس آزادی واقعی رو فریاد میزنند و اجازه نمیدیم کسی جلو اهداف و چراییه ای باارزش جی تیمی ها قرار بگیره...

ازتون میخوام در مورد این نگرش خیلی بیشتر ار اینها ارزش‌گذاری کنید و با تمام وجود سعی کنیم که در خودمون بیش از پیش درونیش کنیم...

 

شرف جی تیمی یعنی اینکه نسبت به خودمون و شعورمون غیرت داشته باشیم و بدونیم اگه امروز اسم عزیزترینهای زندگیمون رو‌ تو لیست اهدافمون نوشتیم، برای سرگرمی نبوده و روش غیرت داشتیم و تا اخرین نفس برای تحققش میجنگیم

چون اونقدر با شرف و با عزت هستیم که به گفته خودمون عمل کنیم...
شرف جی تیمی یعنی اینکه اجازه نمیدیم هرکس و ناکسی با هدفامون بازی کنه، در هر رتبه و جایگاهی که میخواد باشه...
شرف جی تیمی یعنی اینکه میدونیم اگه کسی تو نتورکش زندگیشو ساخته با شرفش ساخته و سیاق جی تیمی رو رعایت کرده در غیر اینصورت قطعا هیچ شبکه‌ایی پایدار نیست!
از همتون در هر رتبه‌ایی چه عضو جدید چه لیدرها و حتی خودم  که همین الان یک بار دیگه برید و لیست هدفهایی که از روز اول تو دفترتون نوشتید رو نگاه کنید! چراییتون رو یبار دیگه بخونید! اگه بخاطرشون داغ نشدی بندازیشون دور و دوباره بنویسید و اگه جسارت دوباره نوشتنش رو هم نداشتی با خودت تعارف نکنی! جی تیم واسه ادمهای معمولی خیلی معمولیه و واسه آدمهای بزرگ و ارزشمند خیلی بزرگ و ارزشمنده!
لیاقت میخواد جی تیمی بودن و لیاقت میخواد زندگیتو دست خودت بگیری
اعتقادم اینکه اگه امروز جی تیمی بودن رو کنار اسمت داری پس لایق همه خوبیهای دنیا هستی!

فقط باید خودتو باور کنی و اول اون چیزی که میخوای باشی و بشی

رو زندگی کنی و بعد... ببینیش!


من باورتون دارم ولی باید خودتون خودتون رو باور کنید

چون باور من به شما فقط کمکتون میکنه باورهاتون رو ببینید و اگه امروز بتونید باورهای نامحدود داشته باشید قطعا با هم هدفهای بزرگ رو خلق میکنیم و تیک میزنیم...
برای شروع سال جدید میریم که یه سال رویایی رو با سربلندی تموم کنیم 

 

در انتها میخوام نوید یک سری اخبار خوب رو بهتون بدم که بزودی یعنی تا قبل از عید از طریق شرکت بیز به اطلاعتون میرسه که باز هم سورپرایز ویژه برای کساییکه باور دارند تیم جهانی‌شون رو تو تیم لیدرشون میسازند...

خیلی ترکوندیم و این تازه آغاز ترکوندن‌های بیشمار ماست...

با شرفمون از جی تیممون محافظت میکنیم

بدرود بهترینها

#مهردادیوسفی

دیماه ۱۳۹۶


موضوعات مرتبط: پیامهای نگرشی ابتدای ماه جی تیمی

تاريخ : سه شنبه دوازدهم دی ۱۳۹۶ | 14:0 | نویسنده : مهرداد یوسفی |

میلیاردری که جایی برای خواب نداشت!

 

وقتی کریس گاردنر و پسر کوچکش کف دستشویی عمومی می‌خوابیدند، او هرگز تصور نمی‌کرد که روزی داستان زندگی او فیلم هالیوود شود.


اوایل دهه ۱۹۸۰ بود که آقای گاردنر، مردی ۲۷ ساله، و کریس، پسر خردسالش در سانفرانسیسکو آمریکا بی‌خانمان شدند.


او که در یک شرکت کارگزاری سهام کارآموزی می‌کرد، آنقدر پول نمی‌گرفت که بتواند پول پیش اجاره یک آپارتمان را فراهم کند. از همسرش جدا شده بود و چاره‌ای نداشت جز این که با کریس، هرجا دستش می‌رسید، بخوابد؛ دستشویی عمومی ایستگاه قطار، پارک، جلوی در کلیسا، و زیر میز کار خود وقتی همکاران ساختمان را ترک کرده بودند.


معمولا در نوانخانه‌ها غذا می‌خوردند. دستمزد ناچیزش خرج مهدکودک پسرش می‌شد تا بتواند روزها کار کند.
با همه این فلاکت، کارش خوب بود. انگار برای کار فروش سهام ساخته شده باشد. در پایان دوره کارآموزی، شرکت دین ویتر رینولدز او را استخدام کرد.
زندگی و کارش از این رو به آن رو شد.

خانه‌ای اجاره کرد و سال ۱۹۸۷ توانست شرکت سرمایه‌گذاری خودش را تاسیس کند: گاردنر ریچ.
حالا، مردی ۶۲ ساله است و ثروتش حدود ۶۰ میلیون دلار. به سراسر جهان سفر می‌کند و یک نویسنده و سخنران الهام‌بخش است که به دیگران برای پیشرفت انگیزه می‌دهد. چند خیریه برای افراد بی‌خانمان و زنان قربانی خشونت دارد.


معلوم است که چرا وقتی زندگی‌نامه پرفروش خود را می‌نوشت، هالیوود به سراغش رفت؛ مردی که کودکی بسیار پردردسری داشت و درست چند روز قبل از آن‌که به عنوان کارآموز استخدام شود، به زندان افتاد.


کتاب "در جست‌وجوی شادمانی"، کتابی پرفروش شد و سال ۲۰۰۶ فیلمی به همین نام با بازی ویل اسمیت و پسر واقعی او در نقش کریس کوچک، روی پرده رفت. ویل اسمیت به خاطر بازی در این فیلم نامزد اسکار شد.


آقای گاردنر در مصاحبه‌ای به بی‌بی‌سی می‌گوید که وقتی به گذشته نگاه می‌کند "نمی‌خواهد هیچ چیز را عوض کند."
می‌گوید "وقتی بچه بودم دردهای زیادی کشیدم که بچه‌هایم نباید به آن سرنوشت دچار می‌شدند."
"وقتی پنج ساله‌ بودم یک تصمیم گرفتم. که بچه‌هایم بدانند پدرشان که بوده است. بقیه سرنوشتم خوب پیش رفت چون انتخاب‌هایم درست بود."


کریس گاردنر در میلواکی، ایالت ویسکانسین، به دنیا آمد و هیچ وقت نفهمید پدر واقعی‌اش کیست.
در فقر و با مادری به نام بتی جین و پدرخوانده‌ای الکلی بزرگ شد که او را آزار فیزیکی می‌داد. بعد از آن‌که مادرش در اوج ناامیدی سعی کرد پدرخوانده‌اش را بکشد، سرپرستی او برای مدتی به خانواده‌ای دیگر سپرده شد.
با وجود این مشکلات در کودکی، می‌گوید مادرش برای او زنی الهام‌بخش بوده است.
می‌گوید: "یکی از آن مادران سنتی بود که هر روز به من می‌گفت پسر، تو می‌تونی هر کاری بخواهی بکنی یا هر کی که می‌خواهی، بشی."
و می‌گوید که حرف‌های مادرش را باور کرد و صد در صد قبول داشت.
یک روز داشت در تلویزیون مسابقه بسکتبال یک تیم دانشگاهی را می‌دید و زیر لب گفت این بازیکن می‌تواند یک میلیون دلار درآمد داشته باشد.
مادرش گفت: "پسر، یک روز هم تو یک میلیون دلار درآمد خواهی داشت."
"تا وقتی که این جمله از دهنش درنیامده بود، فکرش هیچ وقت از سرم نمی‌گذشت."


شش سال بعد از نمایش فیلم زندگی او، زندگی آقای گاردنر در سال ۲۰۱۲ دوباره از این رو به آن رو می‌شود. وقتی همسرش در سن ۵۵ سالگی از سرطان می‌میرد.
آن اتفاق باعث شد دوباره از نو ارزیابی کند که در زندگی دنبال چیست. بعد از سه دهه موفقیت در شغلش تصمیم گرفت که کارش را برای همیشه عوض کند.
"یکی از آخرین حرف‌هایی که من و همسرم با هم زدیم این بود

او به من گفت حالا که فهمیدیم زندگی اینقدر کوتاه است بقیه عمرت را می‌خواهی چه کار کنی؟"
می‌گوید وقتی این حرف‌ها پیش آمد همه‌چیز تغییر کرد.

"اگر کاری را که مشغول آن هستی، با ذوق و هیجان انجام نمی‌دهی، هر روز خودت را تضعیف می‌کنی."


وقتی آقای گاردنر متوجه شد که دیگر دلش نمی‌خواهد در کار سرمایه‌گذاری بانک باشد، تصمیم گرفت نویسنده شود و برای مشاغل و آدم‌های مختلف سخنرانی کند.


او حالا ۲۰۰ روز سال سفر می‌کند و در سالن‌های پر از جمعیت در بیش از ۵۰ کشور جهان سخنرانی می‌کند.


آقای گاردنر می‌گوید که وجود او این تئوری را باطل می‌کند که می‌گوید ما محصول محیطی هستیم که در آن بزرگ شدیم.


"به اعتقاد مدرسه‌ای که در آن درس می‌خواندم، من الان باید یک الکلی، انسان شکست خورده، بچه‌آزار، و زن آزار بودم که محتاج حمایت دیگران است."
اما به جای آن‌ها او می‌گوید با انتخاب‌های مثبت خود، و عشقی که مادرش به او داشت و همچنین حمایت آدم‌های دیگر، اینطور نشد.


"من روشنایی را انتخاب کردم، از طرف مادرم و از طرف آدم‌های دیگری که اشتراک خونی با آنان ندارم."



تاريخ : دوشنبه یازدهم دی ۱۳۹۶ | 13:39 | نویسنده : مهرداد یوسفی |

پیام آغاز دی ماه تیم جهانی ایمان صادقی

درود به خونواده ی بزرگ جی تیم

خدارو شاکرم که یه ماه دیگه رو به سبک جی تیم پشت سر گذاشتیم و سپاس برای یه ماه جدید و یه فرصت دوباره برای حرکت و رشد.

توی ماه گذشته نکته ی بارزی که وجود داشت روند رو به رشد توی بحث خرده فروشی و ارایه ی محصولات بود که خداروشکر توی چند ماه اخیر همیشه داره بهتر و بهتر میشه و این امر لازمه ی ساختن یه شبکه ی فروش پایدار و مستحکم هست.

سمینار های آموزشی در زمینه ی کارآفرینی توی ماه ای اخیر نتایج خوبی رو به همراه داشته و جا داره که از این سمینارها نهایت بهره رو ببریم که سطح آگاهی خودمون و اطرافیانمون رو در مورد اقتصاد روز و اصول موفقیت بیشتر و بهتر کنیم.

ماه سپاس جی تیمی به شخصه برای خودم خیلی ارزشمند بود چون شکرگزاری لازمه ی تبدیل شدن به یه انسان اصیل هستش و فردی که میخواد به یه جی تیمی اصیل تبدیل بشه لازمش اینه که در درجه ی اول به یک انسان اصیل تبدیل شه و یکی یکی ویژگی های ارزشمند انسانی رو توی خودش بارور کنه.

سپاسگذارم از ابرلیدرمون آقای یوسفی عزیز که همیشه نگرشهای زیبای انسانی رو باهامون به اشتراک میذارن.

اما دوستان عزیز جی تیمی این ماه میخوام در مورد یکی از موانع مهم توی مسیر موفقیت باهاتون صحبت کنم.

هیشه توی مسیر موفقیت یه سری ترس ها وجود داره که میتونه مانع رسیدن به هدف بشه که یکی از مهم ترین ترس ها میتونه "ترس از قضاوت شدن" باشه.

منظورم از قضاوت شدن چیه؟

به جملات زیر توجه کنید:

یعنی دوستام در مورد من چه فکری میکنن؟؟؟

چرا فلانی مسخرم کرد؟؟؟

چرا پشت سرم حرف زدن؟؟؟

فلانی بهم گفت: تو گول خوردی!!!

و...

فک کردن و توجه کردن به این سوالات میتونه انسان رو از مسیرش متوقف کنه یا اینکه میتونه براش سرعت گیر بشه و مسیر موفقیتش رو کند کنه.

به این نکته ی مهمی که میخوام بگم توجه کنید:

افرادی که این جملات رو بهت گفتن آیا افراد موفقی هستن؟

آیا کتابهای موفقیت رو خوندن؟

آیا خودشون تا الان دستاورد بزرگی توی زندگیشون به دست آوردن؟؟؟

خب متوجه منظورم شدین؟ خیلی سادست...

اگه پند و اندرزهای این افراد مفید و موثر بود قطعا باید برای خودشون نتیجه میداد و موفق میشدن.

برای رسیدن به هر نقطه ای باید حرف افرادی رو گوش کنید که به اون نقطه رسیدن یا حداقل در راه رسیدن به اون نقطه هستن.

 

نکته ی دوم و خیلی مهم:

"ترس از قضاوت شدن" رابطه ی مستقیمی با "باور" داره.

من به مسیرم باور دارم و یقین حاصل کردم که به هدفای بزرگم میرسم. در این صورت واقعا امکان داره که یه قضاوت منفی روی من اثر بذاره؟؟؟

امکان نداره. چون من یقین دارم.

الان روز هستش و من با چشمای خودم میبینمش. یکی از راه میرسه و میگه الان شبه! من چه برخوردی باهاش میکنم؟

میخندم و میگم : دیوونه شدی؟؟؟

پس فکر کنم با من هم عقیده هستید که:

هروقت رسیدن به موفقیت مثل روز برات روشن بشه هیچکدوم از ترس ها و موانع روی تو اثر نمیذاره.

 

تصویرسازی از آینده و اثر بی نظیرش:

به قول استاد ریچارد بروک: برای ما ضروریه که تصویر آینده ی خودمون رو بسازیم و فیلمنامه ی زندگیمون رو بنویسیم...

یه لحظه خودتون رو توی 3 سال بعد تصور کنید. به همه ی هدفای قشنگتون رسیدین و زندگی فوق العاده ای رو برای خودتون ساختید.

توی اون شرایط قضاوت دیگران چقدر براتون مهمه؟ اصلا بهش اهمیتی میدین؟

قطعا زمانی که سوار ماشین رویاییمون باشیم قضاوت ها و نظرات دیگران کوچک ترین تاثیری روی ما نمیذاره. چون دیگه موفق و بزرگ شدیم.

حالا اگه هر روز موفقیتمون رو تصویرسازی کنیم و هر روز خودمون رو سوار ماشین رویاییمون ببینیم دقیقا مثل اینه که همین الان بهش رسیدیم و احساس قدرت شگرفی بهمون دست میده.

شاید این جمله رو شنیده باشید: مادامی که اهداف بزرگتو جلوی چشمات بذاری دیگه چالش ها و موانع رو نمیبینی. پس هر روز تصویر زیبای موفقیتت رو بذار جلوی چشمات و باهاش زندگی کن تا روزی که به واقعیت تبدیلش کنی.

 

توی این قسمت از صحبتام میخوام قسمتی از یه مقاله ی ارزشمند رو باهاتون به اشتراک بذارم:

چند راه برای مقابله با ترس حاصل از قضاوت دیگران:

شما اینجا هستید چون دارای هدفی هستید

تک تک ما از نعمات، استعداد، مهارت ها، و تجاربی برخورداریم که باید با دیگران به اشتراک گذاشته شود. آیا دلتان می خواهد مقاله ای بنویسید، ویدئویی بسازید، یک برنامه صوتی یا تصویری زنده در مقابل جمعیت ارائه کنید؟ هرگز اجازه ندهید ترس از قضاوت دیگران شما را متوقف کند. کسی آن بیرون هست که به شما نیاز دارد. کسی انتظار شما را می کشد که به سوی آن ها نور خود را بدرخشانید  تا آن ها بتوانند بر آنچه خود گرفتار آن هستند غلبه یابند. آن ها نمی خواهند حرف هیچ کسی جز شما را بشنوند. تا کی شما می خواهید عظمت درونی خود را پنهان نگاه دارید؟

اینکه دیگران در رابطه با شما چه فکر می کنند هیچ ربطی به شما ندارد

آنچه واقعاً اهمیت دارد این است که شما در رابطه با خودتان چه احساسی دارید. اینکه دیگران چه فکر می کنند ربطی به شما ندارد. اگر به آنچه آن ها فکر می کنند اهمیت دهید خیلی زود کارتان این می شود که بار سنگین عقاید دیگران را همه جا به دوش بکشید و نهایتاً زیر آن له شوید. چه اتفاقی می افتد زمانی که چیزی خیلی سنگین می شود؟ سنگینی آن بیشتر از حد تحمل شده و اگر بخواهیم گام های بیشتری برداریم باید آن را رها کنیم. پس خودتان را آزاد کنید. 

بر آن چیزی که می توانید تحت کنترل خودتان بگیرید تمرکز کنید

اجازه ندهید حواستان توسط چیزهایی که هرگز در دایره کنترل شما قرار نمی گیرد پرت شود. نیروها و تأثیرات بیرونی که شامل تمام چیزهایی می شود که از درون تان سرچشمه نمی گیرد همیشه وجود خواهند داشت، اما اینکه آن ها چه نقشی و تأثیری در زندگی ما داشته باشند بستگی به انتخاب ما دارد. آیا تا به حال این اصطلاح به گوشتان خورده “مثل یک لیوان آب خوردن؟” این درست همان کاری است که شما باید در مواجهه با کارهایی که در کنترل تان نیستند انجام دهید.“شما بر ذهن خودتان قدرت تسلط دارید اما بر وقایع بیرونی اینچنین نیست. این را درک کنید و صاحب قدرت شوید.” – مارکوس اورلیوس 

خودتان را از قید محدودیت ها رها کنید

ما مسئولیتی داریم و این دین را به خودمان بدهکاریم که جسور، نترس، و رها از چیزها و افرادی باشیم که توانایی های ما را محدود می کنند یا ما را عقب نگه می دارند و اگر به آن ها اجازه دهیم عظمت ما را در نطفه خفه می کنند. بگذارید صدایتان شنیده شود و نور درونی تان بدرخشد زیرا با اینکه ما نمی توانیم عوامل بیرونی را کنترل کنیم، ما همیشه از قدرتی درونی برخورداریم تا نیروهای درونی مان را تحت کنترل بگیریم.

 

امیدوارم که همیشه در جهت رسیدن به اهدافتون با افرادی همراه باشید که ماموریتی مشابه شما دارن. شمایی که ارزشمند هستید

 

تا اینجای ماه رشد خوبی رو داشتیم و سپاس خدا رو بابت این رشد و حرکت و قطعا توی 22 روز باقی مونده نتایج بی نظیری رو با هم رقم میزنیم.

چون ما جی تیمی هستیم

 



تاريخ : شنبه نهم دی ۱۳۹۶ | 13:59 | نویسنده : مهرداد یوسفی |

پیام آغاز ماه جی تیم پوریا پورتقی

" پیام آغازین ماه پوریا پورتقی "

" به نام و یاد او "

💮گاهی بزرگترین مشکل اینه که میخوایم از دره ای که رو به سوی قله داره خلاص بشیم. میخوایم از شر این دره خلاص بشیم و بریم جای دیگه که به نظر بهتره. این قانون زندگی هستش که ابتدا باید برای رسیدن به قله دره رو طی کنیم، نمیشه بدون طی کردن دره به قله رسید.
و چه قله های ترسناک و ناامنی اگر نتونیم دره ها رو تجربه کنیم.
اگر توی دره هستی بجای شکوه و گلایه و آه و ناله همون دره و همون مسیر رو زندگی کن. نمیتونی از دره فرار کنی، شاید بتونی از دره ای به دره ی زیباتری بری ولی این فقط گول زدن خودته، تو بلاخره مجبوری به سمت قله بری ، شاید دره به ظاهر زیباتری جای دیگه ای باشه ولی بی فایده ست.
نتورک ریشه های تلخ و میوه های شیرین داره، دره رو زندگی کن برای اینکه بتونی از قله لذت ببری.
دره همون جایی هستش که تو رو رشد میده و تو رو یکپارچه میکنه، تو رو آماده میکنه...
دره ها بهترین جا برای شروع ، رشد و صعودت هستند، دره ها در ابتدا اتفاقا امن تر هم هستن، دره ها همون چالشها و مشکلات هستند و به ظاهر ناراحت کننده هستن ولی در واقع امنیت واقعی توی دره هستش، اینجاست که تو ساخته میشی ؛ دره ها پهناور و عمیق هستن و آماده میشی برای رفتن به سوی قله...
دره ها برکات زندگی هستند،بپذیرشون.
اگر بخوایم ازش فرار کنیم یا خلاص بشیم مشکل از اینجا شروع میشه.
اونوقت بخاطر ترسمون دیگه مستقیم نگاه نمیکنیم به چالش هامون... اونوقت مشکل حتی عمیق تر هم وارد وجودمون میشه و خودشو در تاریکی درونمون مخفی میکنند.
البته بهتر با دره ای که باهاش روبرو هستیم حتی دست دوستی بدیم.
پس دره کجاست؟ غم و اندوه هایی که باهاش روبرو هستیم.

میخوام فرافکنی کنم و بگم غم و اندوه زیباست اگر اینطور به ماجرا نگاه کنیم. این غم و اندوه هستش که به تو ژرفا میده، شادی و قله نازکه، ولی وقتی اندوه میاد میتونی سوارش بشی و در پهناش چیزهایی رو میبینی و میشناسی در درونت که هرگز ندیده بودی...
در شادی محض هرگز اونها رو نمیبینی ، دست بردار از خلاص شدن از مشکلات و با تمام وجودت با چالشها دوست شو.
اگر صبورانه سختی ها رو بپذیریم روزهای شاد هم از راه میرسه. اگر اندوه رو زندگی کنیم شادمانی از راه میرسه و این همان بهای بهشت هستش ...🌹

ادامه دادن رو ادامه میدیم✌️✌️



تاريخ : پنجشنبه هفتم دی ۱۳۹۶ | 13:38 | نویسنده : عمومی |

وقتی میشه موفق شد چرا موفق نشیم؟؟؟

امروز مهم است......

یک درخت تناور که برگهایش با ستاره ها هم بازی هستند در نخستین گام از یک دانه شروع می شود!طولانی ترین سفر ها با برداشتن اولین قدم آغاز می شود.(لائو_تسه)

درود به همه عزیزان و فرهیختگان 

اولین پیام خودم تو چه زمان جالبی گذاشته شد.سپاس

خدایافضایلی از من که به درد خلقت نخورد بگیر از من(دکتر علی شریعتی)

خدایا سپاس که فرصتی بهم داده شد تا اطلاعتم را به خاطر به اشتراک گذاشتن افزون تر کنم.

دورد فراوان به تمام لیدر های عزیزم و سپاس فراوان از ابر لیدر یوسفی عزیز برای انتخاب من به عنوان نویسنده در سایت که امیدوارم این وظیفه خود را هم به خوبی انجام دهم و راهنمای خوبی برای تیم خود و کل جی تیم باشم. 

می خواهم از دی ماه صحبت کنم..........

بزرگی می گفت:برای موفق شدن به هیچ چیزی نیاز نداری جز خودت! خودت که بخواهی بقیه مسیر آسون میشه.

معنی حرفش رو بعد از موفق شدن خودم درک کردم و حالا که کمی قبل تر نگاه می کنم یاد عبارتی می افتم که بار ها در طول روز با خودم تکرار می کردم و اون عبارت این بود:وقتی میشه موفق شد پس چرا نشیم؟؟!

بعضی از افراد روکه می بینم واقعا ناراحت میشم که چرا تصمیم گرفتند این مدلی زندگی کنند؟؟؟؟!!!

منظورم از این مدلی چیه؟؟

منظورم یه زندگی معمولی و بی هدفه !

با هزار مدل فکر خودشون رو قانع می کنند که هیچ تلاشی نکنند .

یک خانواده معمولی،یک خانه معمولی،یک ماشین معمولی،مسافرت های معمولی،دوستان معمولی و همه چیز معمولی..........

چرا مثل انسان های موفق  زندگی نکنیم؟

میشه خانواده ای داشت که افراد در اون توانایی مدریت مسائل شون رو دارند ، افراد توانمندی که کنار هم جمع شدند و یک خانواده موفق رو تشکیل دادن. موفقیت برای چنین خانواده ای تبدیل به روتین زندگی شده و تلاش کردن برای موفقیت لذت بخش ترین قسمت زندگی این خانواده ی موفقه .

با این حال چرا خانواده موفق و با انرژی برای خودمون و آیندگانمون ایجاد نکنیم ؟؟؟

وقتی میشه آدم در یک خانه لوکس زیبا زندگی کنه چرا توی آپارتمان معمولی؟؟؟؟؟؟؟

وقتی میتونی عمارتی داشته باشی زیبا،پراز درختان بلند ، پر از امکانات برای آسایش خودت و خانوادت ،چرا تلاش نکنی و به همچین عمارتی دست نیابی؟؟

وقتی می تونی ماشینی داشته باشی که ایمن ،راحت،جذاب باشه و پر از امکاناتی که رانندگی رو برات آسون تر  و بی خطر می کنه چرا برای رسیدن به اون در روز ،کمی بیشتر تلاش نکنیم؟؟؟

وقتی میشه یه کسب و کار موفق داشته باشی که هم درآمد خوبی داشته باشه و هم چندین نفرو هم مشغول به کار کنه چرا کارگر و کارمند باشیم؟؟؟

اما  من تصمیم گرفتم معمولی زندگی نکنم و این کارو کردم روز ها و هفته ها و ماه ها تلاش کردم و برای خودم و چرایی هام بهترین هارو ساختم و هنوز در حال تلاش هستم چون این حد خواسته های من نیست.

دوست من 

دوست من باور کن که توانایی خلق هر چیزی رو که بخواهی داری من نمیگم راحت اما میگم ارزشش رو داره که بیشتر مطالعه کنی ،بیشتر تلاش کنی ،صبح زود بیدار بشی،ارزش داره ریسک کنی ،ارزش داره روی تمام ترس هات پا بزاری و خیلی قاطعانه به خودت بگی 

من هررررررر کارررررری لازم باشه انجااااااااام میییییدم

من به خودم تعهد دادم پس توام این کارو برای خودت بکن، تعهد بده تا موفق نشی دست از تلاش برنداری . تعهد بده مهارت خود را افزایش میدی ، یاد میگیری و سخت تر از قبل کار می کنی، تو لیاقتش رو داری ........

هر جا که هستید همان جا نقطه شروع است. تلاش امروزتان ، فردایتان را می سازد و آن را متحول می کند .

از اول شروع کنید و تا به پایان نرسیده اید از پای ناستید (لویس کارول : آلیس در سرزمین عجایب)

 

و حال افتخار دارم که برترین های تیم خودم رو تو این ماه معرفی کنم .

برترین تعهد: ریحانه کریمی و زیبا مقدسی

برترین خرده فروش: خدیجه محمد آذر ،زهرا اروجعلی زاده و نسیم خانمحمدی

 



تاريخ : چهارشنبه ششم دی ۱۳۹۶ | 22:4 | نویسنده : نسرين گل محمدزاده |

پیام آغازین دی ماه تیم جهانی فریبا باقرزاده

به نام یزدان پاک

 

سلام و خداقوت خدمت خانواده بی نظیر جی تیم

زمستونتون عالی عزیزان

 

خیلی خوشحالم و خداروشاکرم که در کنار شما عزیزان زمستون دیگه ای رو تجربه خواهم کرد و امیدوارم با جدیت و تلاش یکی از زمستون های بی نظیر عمرمون باشه

زمستونی سراسر رشد و هیجان و انرژی و ایمان و اعتقاد قلبی به موفقیت

 

خوب پاییز با قشنگی های خاص خودش سپری شد

آخرین ماه پاییز بازهم نگرش عالی از لیدر یوسفی عزیز دریافت کردیم و آذر ماه ماه سپاس جی تیمی نام گذاری شد باخوندن پیام لیدر عزیز و گوش دادن به فایل صوتیشون متوجه شدیم که باید قدردان تمام داشته هامون باشیم و خدا رو سپاسگزار باشیم بابت همه چیزهایی که داریم و حتی بابت همه چیزهایی که نداریم

خالی از لطف نیست تا اومدن نگرش ناب این ماه یک بار دیگه پیام آغازین آذر ماه رو مطالعه کنیم و نکاتش رو درونی کنیم

 

طبق روال ماه های گذشته برای آذر ماهم برنامه های خاصی توسط گروه آموزشی گلوبال تیم برای سطوح مختلف برگزار شد که یکی از جذاب ترین اونها سمینار پرزنت محصولات بی نظیر حاوی قارچ گانودرما،با حضور مدیران منتخب و لیدرهای جی تیم بود لحظات بیادموندنی در کنار لیدر حسن زاده عزیز و لیدر یوسفی بزرگوار

خودم بشخصه خیلی از مطالب اون سمینار استفاده کردم و مطمئنم با تمرکز روی خواص بی نظیر این محصول و غنیمت شمردن این فرصت که  این محصولات انحصاری دست ماست و هیچ کس دیگه تو کشورمون نمایندگیش رو نداره،میتونیم سلامتی رو به عزیزانمون هدیه بدیم و این محصول رو تو خانواده ها جا بندازیم.

 

خوب سمینار تغییر یکی دیگه از سمینارهای ماه گذشته بود

استفاده از صحبت های لیدر کساری،لیدر عیسی پور و بخصوص لیدر و پشتیبان قدرتمندم لیدر حسن زاده برای خودم فوق العاده بود و طبق فید بک هایی که به دستم رسید افراد حاضر هم از مطالب مطرح شده،شوی محصول و پذیرایی رضایت نسبتا خوبی داشتند

قطعا با تلاش تک تک ما سمینارهایی به مراتب بهتر و جذاب تری رو هم برگزار خواهیم کرد ان شاءالله

 

همینجا  خداقوت به خانواده عزیزم تو شهر زیبا و دوست داشتنی ماسال میگم و صمیمانه بهترین هارو براشون آرزو میکنم وقتی به تک تکشون فکر میکنم ،وقتی پای صحبتاشون میشینم 

فقط به این فکر میکنم اگه واقعا با جدیت و تلاش به مسیرشون ادامه بدن حقشونه بهترین ها رو تجربه کنند و قطعا من هم از هیچ حمایتی دریغ نمیکنم و همینجا از دایرکت عزیزم خانم کاظمی عزیز تشکر میکنم و خیلی خوشحالم که در کنارم هستند و خییلی خیلی خوشحالم تو همین ماه اول کاریشون درآمد خوبی رو کسب کردند

به زودی ایشون رو در لول های بالاتر خواهید دید ان شاءالله.

شخصی که فعل خواستن رو به معنای واقعی صرف کردند و با جون و دل برای هدف های خودشون و اعضای شبکشون وقت و انرژی صرف میکنند...

بازم خداقوت میگم به همه خانواده عزیزم در هرجای ایران عزیز

 قطعا اتفاقات عالی رو در سه ماهه پایانی سال باهم رقم خواهیم زد

چون قرار عید امسال برای خودمون و خانوادمون متفاوت نسبت به سال های پیش باشه ان شاءالله

خوب همونطور که تو کانال جی تیم و کانال الماسی دیدید و خوندید

سمینار سالانه جی تیم هم در راهه

این بار مخصوص کارشناسان منتخب

و این فوق العادست

امیدوارم هرکسی تو هر سطح و لولی که هست تلاشش رو مضاعف کنه تا تو این سمینار بیادموندنی سالانه حضور داشته باشه

 

خوب موضوع دیگه که میخوام در موردش چند خطی باهاتون صحبت کنم پیرامون مساله حس و حالمون تو انجام این تجارت

خیلی مهمه با چه حسی محصولاتمون رو به دیگران ارائه میدیم...

وقتی تو جلسات آموزشی هستیم تو فکر و قلبمون چی میگذره؟

کتاب می خونیم فایل صوتی گوش میدیم چی؟؟نه میشنویم چی؟ 

احساس ما آدم ها مثل یه کش میمونه
وقتی یه کش رو میکشیم
وقتی از اون حالت اولیه خودش بیشتر میکشید و از منطقه راحتش میاد بیرون
یجورایی بهتون میگه ولم کن...بذار به حال خودم باش...
منو از منطقه راحت خودم بیرون نکش!
ولی اگه آروم آروم کش رو بکشید
یواش یواش میبینید از اون منطقه میاد بیرون
و بعد ولش کنید میبینید میره به سمت حالت قبلی خودش ولی نه همون جای اولش
بلکه یکم رشد کرده و این رشد دیگه دائمیه
ما انسان ها هم دقیقا همینجوریم
وقتی میخوایم تغییر کنیم
هی دلمون میخواد برگردیم به حالت قبلیمون...

هی سخت برامون...ولی اگه کش احساسمون رو آروم آروم بکشیم
و به خودمون این فرصت رشد فکری و احساسی رو بدیم
میبینیم که کم کم رشد اتفاق میفته و دیگه سرجای اولمون برنمیگردیم
اگه تو مسیر نتورک،بعد شرکت تو جلسه ای ،سمیناری یا بعد خوندن کتاب یا گوش دادن به فایلی متوجه شدیم یسری چیزا برامون سخته کافیه به خودمون فرصت بدیم تا اون کش کشیده بشه و تو اون موضوع رشد کنیم و مهارت لازم رو کسب کنیم
حالا تصور کنید یه کشی رو بذارید تو پارافین و بعد بذارید کاملا خشک شه
حالا اگه بخواید بکشید چه اتفاقی میفته؟
سفته و اون پارافین ها شروع میکنن به خرد شدن و شکستن...درسته؟
ما انسان ها وقتی کش احساسمون کشیده میشه نه تنها احساس راحتی به ما دست نمیده بلکه اون پارافین های دور کش احساسمون که در واقع همون طرز تفکر ماست وقتی میشکنه و خرد میشه و میریزه یه جوری میشیم و دلمون میخواد اونها رو حفظ کنیم چون یجورایی بهشون عادت کردیم انگار دوستای ما هستن...

هرچند این لایه ها اضافی هستن ولی دلمون میخواد حفظشون کنیم...
خوب وقتی میخوایم تغییر کنیم هرچقدر این لایه های اضافی کمتر باشه ما سریعتر رشد میکنیم و جا برای رشدمون بیشتره
حتما این مثال رو تو ذهنتون داشته باشید
و هرچیزی که مانع ذهنی برای رشدتونه رو بزنید کنار
دل به آموزش ها و سیستم جی تیم و پشتیبان هاتون بدید و مصمم تر و پرقدرت تر برید جلو
درسته تغییر سخته
ولی سخت تر از اون اینه که بشینیم و رویاهامون تا همیشه یه رویا بمونه
اگه میخوایم به واقعیت تبدیلش کنیم
باید دیگه دست دست نکنیم و یه یا علی بگیم


روز شمارم برای نوروز ۹۷ راه افتاده و چشم بهم بزنیم دور سفره هفت سین کنار عزیزانمونیم
اگه میخوایم دستمون پر و دل خودمون و عزیزانمون شاد شاد باشه این سه ماه رو باید همت کنیییییم...


سربلند باشید جی تیمی ها
فریبا باقرزاده دی ماه ۹۶



تاريخ : چهارشنبه ششم دی ۱۳۹۶ | 16:27 | نویسنده : مهرداد یوسفی |

پیام آغاز ماه تیم جهانی نیما مستوفی

                             به نام خداوند بخشنده مهربان 

 

سلام سلام سلام .

خدایا شکرت تا بهمون فرصت زندگی دادی .

خدایا شکرت که سرنوشت و تقدیرمون رو به دست خودمون دادی .

خدایا شکرت که بازم یه مقاله دیگه می نویسم تا در حد توانم کمکی کرده باشم.

خوب ماه اذر هم خیلی زود گذشت . سرشار از تجربه و موفقیت برای خیلی ها ...

شرکت هم طبق معمول یه قدم جلوتره و برند محبوب 10 سال اخیر کشور شد که خیلی عالیه و از این بابت خیلی خوحالیم.

همچنین جلسات فوق العاده ای با استاد گرانقدرمون اقای یوسفی داشتیم که از ایشون  ، سپاس گذارم.

حالا دیگه بریم سراغ ماه دی که برای خودم ماه مقدس و عزیزیه.

ماهی که بدون شک بهترین ماه نتورک ما خواهد شد و شرایط از همیشه بهتره.

این ماه در مورد موضوعی صحبت می کنم که لازمه موفقیت تیم جهانی ماست.

نگرشی که همیشه هرچه قدر رشد کرده و همه گیر شده موفقیت بیشتر و ثروت بیشتری رو برای افراد به همراه داشته.

هرکس این نگرش رو درک کنه نمی تونه بهش عمل نکنه و قطعا موفق میشه.

درک این نگرش شما رو از من تبدیل به ما می کنه.

 

امروز در مورد نگرش فوق العاده مهم اتحاد و نقشش در موفقیت صحبت می کنیم.

 

اتحاد در لغت به معنی  اتصال ، پیوند ، توافق ، همبستگی ، یکدلی ، همراهی و...   هست.

 

یکی از اصلی ترین نگرش هایی که تیم جهانی رو بزرگ و قوی کرد این مفهوم مهم بود.

 

وقتی لیدر های جی تیم تصمیم گرفتن هم دل و همراه باشن و این وحدت رو تو سخت ترین شرایط هم حفظ  کنن .

این تصمیم  اغاز رشد جی تیم بود.

وقتی چند انسان تصمیم می گیرن برای هدفی مثبت یکدل و همراه باشن و تو هر شرایطی این پیمان رو حفظ می کنن هیچ چیزی نمی تونه شکستشون بده و تمام کائنات تا روزی که این افراد باقلبشون پای عهدشون بمونن بهشون کمک می کنه.

این اتفاقی بود که برای تیم جهانی افتاد.

 

وقتی تاریخ رو می خونید می بینید تمام موفقیت ها ناشی از اتحاد بوده و همه شکست ها ناشی از تفرقه .

 

جی تیمی عزیز اتصال من و تو میشه ما و اگه این اتصال  تو شرایط سخت و چالش پابرجا باشه و هیچ وقت از بین نره افراد  به ما ملحق می شن.

 

افراد دوست ندارن به من یا تو اعتماد کنن بلکه دوست دارن به ما اعتماد کنن .

مردم دوست دارن به ریسمان محکم چنگ بندازن نه به نخ!

و یک ریسمان محکم از نخ های کوچیکی که کنار هم قرار می گیرن ساخته میشه و این اتصال هرچقدر بیشتر باشه ریسمان محکم تر میشه.

حالا منظورم رو متوجه شدید?

خوب حالا وقتی من جی تیمی اومدم با کمک به دیگران و موفق کردن اونها رشد کنم پس با تمام وجودم و باور قلبیم این کار رو می کنم و اجازه نمی دم هیچ چیزی جلوم رو بگیره و با باور خودم و همدلی و یکرنگی خودم این ریسمان رو روز به روز قوی تر می کنم.

 

 

یه جی تیمی واقعی کسیه که این خانواده و این تجارت رو با قلبش انتخاب کرده و می دونه فلسفه گلوبال تیم برپایه کمک به انسان هاست . پس با تمام وجودش و تو هرشرایطی برای اهداف مقدسش تلاش می کنه و این دایره اتصال رو بزرگتر و بزرگتر می کنه.

 

حالا من به عنوان یه جی تیمی باید یاد بگیرم که خودم اول از همه پای عهدم بمونم و تو مسیرم ثابت قدم باشم.

و هروقت خودم این نگرش رو درک کردم و بهش عمل کردم می تونم یه ریسمان محکم بسازم که با هیچ چیزی پاره نشه.

هر وقت خودم یک همراه و همدل واقعی بودم می تونم همراهان واقعی خودم رو داشته باشم.

 

ما باید از این اتحاد و همبستگی لذت ببریم.چون اصالت ما برپایه اتحاد ما معنی پیدا می کنه و زمانی تکیه گاه خوبی خواهیم بود که قبل از  دیگران خودمون بهم دیگه  تکیه کنیم و ستون محکمی برای هم باشیم.

 

وقتی اصل بر باهم بودن باشه درکنارش دست اوردی خواهد بود.

 

پس  دوست جی تیمی من خوب یادت باشه که انسان ها با انسان ها همراه میشن و اگه اول از همه خودت همراه و هم سفر خوبی بودی می تونی همراه و همسفر خوبی برای خودت پیدا کنی.

 

بدون که تمام اتفاق های زندگی ما در واقع انعکاس تراکم فکر و نگرش خود ماست .

 

من اگر بنشینم ، تو اگر بنشینی ، چه کسی برخیزد 

 

                                      من اگر برخیزم ، تو اگر برخیزی ، همه بر می خیزند

 

 

 برترین های ماه اذر : 

برترین تعهد : حسن پور قربان و عباس بکتاش 

برترین خرده فروشی : مهدی رحمدل - هادی شجاعی

 

 

 

 



تاريخ : چهارشنبه ششم دی ۱۳۹۶ | 15:19 | نویسنده : مهرداد یوسفی |

پیام آغازین ماه دی تیم جهانی حامد صالحی

درووود بر بهترین خانواده ی دنیا

 

امیدوارم هر کجا که هستید شاد و سلامت باشین،خوشحالم که فرصتی شده تا کمی باهاتون صحبت کنم و بتونیم یه ماه پرانرژی رو باهم شروع کنیم

 

ماه آذر ماه متفاوتی برای ما بود از نگرش سپاس جی تیمی که کلی حس خوب و دیدگاه درست نسبت به زندگی در ما ایجاد کرد تا سمینار های بینظیری که در طول ماه داشتیم

ماه پیش تعداد زیادی از اعضای پرتلاشمون درآمد های بالای ۲۰۰ هزار تومن رو تجربه کردن اعضایی که تازه دارن تجارت زیبای خودشونو میسازن

تک تک این درآمدهای کوچک برام عزیزه چون میدونم چه حس خوبی داره وقتی ادم با درآمد نتورکش میره خونه و به خانوادش میگه این پورسانت قسمتی از تلاش منه و حس خوبیه میبینم بچه ها به واسطه ی این تجارت ویژن هاشونو کم کم دارن تیک میزنن و نکته ی جالبش اینه وقتی ۲۰۰ تومن شده پس خیلی بیشترم میشه فقط کافیه افرادی رو به این جایگاهی که خودم رسوندم برسونم..جدا از اون افراد و لیدرهای باغیرت سازمانم تونستن سطح های خوبی رو تجربه کنن و این تلاش خودشون و قدرت این تجارتو میرسونه...

خداروشکر ،به واسطه جی تیم روز به روز بهتر میشیم..

اما می خوام مستقیم برم سراغ ماه دی:

زمستونو شروع کردیم و میدونم شما هم مثل من برای این سه ماه زمستون کلی ویژن دارین 

اما چه زمانی افراد به موفقیت دست پیدا میکنن؟

بذارید چند جمله ای از ناپلئون هیل در این باره بشنویم:

کسی که پلهای پشت سرش را ویران می‌کند، برای خود راه بازگشتی باقی نمی‌گذارد، یا باید پیروز شود و یا از بین برود.
هرکس که طالب پیروزی است باید کشتیها و پلهای پشت سرش را در آتش بسوزاند و راههای عقب نشینی را برخود ببندد.
اینگونه است که می‌توان ذهن را در شرایط اشتیاق سوزان برای پیروزی قرارداد و این شرایط لازم موفقیت است. 

خیلی سخته یه شخصی بخواد ادعا بکنه که تمام پل های پشت سرشو خراب کرده برای موفقیت
چون وقتی شخصی تصمیم گرفته یا موفق شه یا بمیره امروز یا میمیره یا بهترین خودش میشه و به بهترین حالت ممکن از زمانش استفاده میکنه
تا حالا اینجوری بوودی؟
اگه نبودی باید یدور دیگه خودتو با پشتیبانت چک کنی و ببینی چرا تلاشت برای موفقیت به اندازه بزرگی اهدافت نیست!!چون زندگی به شایستگی ها جواب میده!
این حالت فقط زمانی شکل میگیره که موفقیت برای شما تا حد زندگیتون براتون مهم باشه پس برای من و تو موفقیت زمانی شکل میگیره که از جونمون براش مایه بذاریم
آیا اون اهدافی که رو کاغذ نوشتی ارزش اینو داره؟
ارزش اینو داره یه نفس تا تهش بری؟
آیا امروز اینقدر اشتیاق لازم برای بدست آوردن اون اهدافو داری؟
وقتی شخصی به این مرحله می رسه ذهن او اشتیاق سوزان زیادی برای پیشروی داره تا حدی که در هر لحظه حس اضطرار رو در اون ایجاد میکنه تا زمانی که برسه....
پس اگه نیاز باشه برای موفقیت کشتی های پشت سرمو بسوزونم اینکارو میکنم چون میدونم وضعیت الانم اون من ایده آل نیست!من به دنیا نیومدم که اینحوری زندگی کنم
نیومدم که معمولی باشم و نظاره گر گذر زمان باشم نمیتونم نسبت به پیر شدن عزیزانم و دردهاشون بی تفاوت باشم..میدونم که شما هم اینجوری هستی و به همین دلیل داری تو جی تیم زندگیتو میسازی...


یادت باشه امروز هیچ دلیلی برای کم کاری کردن نداری!!

چون یه لیست هدف و چرایی داری که یروزی با دستای خودت نوشتی

یا خودتو میبینی که اونارو داری و امروز دیوونه ی رسیدنی یا اصلا خودت و عزیزانتو مهم نمیدونی و یروزی به خودت میای میبینی ۷۰ سالته و هیچ اتفاقی نیفتاده

شاید الان که داری این متنو میخونی داری میترکونی و نیازی به این صحبتا نداری ولی اگه یه درصد احتمال میدی داری کم کاری میکنی خودتو با پشتیبانت چک کن چون بدترین چیز درد اینه که شرمنده چرایی هات شی

 قطعا زمستان ۹۶ برای خیلی ها فصل زیبایی خواهد بود

یادت باشه خیلی ها تو زمستون از شدت سرما یخ میزنن و یسری ها از اسکی و زیبایی هاش لذت میبرن

انتخاب پای خودته که تو کدومش باشی

من تصمیم گرفتم نه تنها خودم بلکه اطرافیان و مردم جامعه رو تا جایی که توان دارم نجات بدم مطمئنم افرادی هستند که در این مسیر با من همراه هستند

پایه اید از امروز برای تحقق تمام اهدافمون تا پای جون تلاش کنیم؟

منتظر پاسخت تو نظرات هستم

و اما برترین های ماه آذر:

مدیر منتخب:آقای مسعود نظری ثابت

برترین های خرده فروشی:آقایان هومن پورنصراله/محمد بشرطلب/سید رضا پناهی

برترین های تعهد:آقای سلیم فخر حسینی و بانو کرمی

 این عزیزان ناهار رو مهمان لیدرهاشون هستند ...

 

پیش به سوی موفقیت که قطعا اتفاقی نیست.

 

 حامد صالحی

۶ دی ۹۶

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ششم دی ۱۳۹۶ | 10:52 | نویسنده : مهرداد یوسفی |

" یکی از دلایل شکست "

 

♨️ جدی نگرفتن کار ♨️

اولین دلیلی که بعضی از افراد در این کار موفق نمی شوند این است که این کار را جدی نمی گیرند!

چون که فکر میکنند این یک کار موقت است، فکر می کنند حرفه ای است که فقط مال کسانی ست که هیچ کاری از دستشون بر نمی اید.
این حرفه یک دل مشغولی موقت نیست، مطمئن هستم خیلی از شماها بیرون از اینجا توی کارهایی که دارید موفق هستید، اما این جمله یادتون باشه؛

" تمام کارها خوب هستند به شرطی که درست انجام شوند. "

می توانید کنار خیابون گل بفروشید، یا سی دی یا فال یا دستمال کاغذی ، شاهدش اینه که وقتی سر یک چهارراه ایستاده اید هجوم این فروشنده ها را به ماشین ها می بینید، این در همه جای دنیا هست.
ایا اونها فکر میکنن کارشون یک کار موقته؟؟
اونها کارشون رو خیلی جدی می گیرند، اونها به فکر یک شغل موقت نیستند!

💢ما تجارت موقت نداریم، اما تاجر موقت داریم💢

هر کاری می تواند یک تجارت بزرگ باشد به شرط اینکه درست انجام شود، درست هدایت شده و جدی گرفته شود.
اکثر مردم فرصت کاری نتورک را یک تجارت و حرفه نمی دانند این واقعا ناراحت کننده ست که افرادی را تو این صنعت ببینی که کار را جدی نمیگیرند.

خیلی ها فکر میکنند برای راه اندازی یک تجارت نیاز به سرمایه ی زیاد دارند.
وقتی می خواهید کاری رو راه اندازی کنید به چی فکر می کنید؟ به ۱۰۰ میلیون، ۲۰۰ میلیون پول که یک فست فود باز کنید یا یک بوتیک یا مغازه صوتی تصویری؟
این تصویری ست که افراد از یک تجارت تو مغزشون حک کرده اند.
این چیزیه که در جامعه و مدرسه به ما یاددادن و باهاش بزرگ شدیم.
بنابراین وقتی با کسی صحبت می کنید و یک موقعیت را بهش معرفی می کنیم که می تواند یک درامد تجاری داشته باشد، که در نتورک امکانش وجود داره از اونجایی که سرمایه مورد نیاز خیلی پایین و ناچیزه، مردم ان را به عنوان یک تجارت قبول نمیکنند و برخوردشون با ان نه تنها تاجرانه نیست، بلکه حتی عاقلانه هم نیست! بارها شده که مردم با این حرفه با احترام برخورد نکردن، فقط به این خاطر که تنها کاریکه باید برای شروع انجام دهند خرید یک محصول است.
این کار را مقدمه یک کار تجاری نمی دانند، حتی خیلی ها هم وقتی استارت کارشون رو می زنند با این ذهنیت کار را شروع می کنند، اگر کار موفق بود بعدا ان را جدی میگیریم، چند نفر از شما تا حالا این حرف را شنیده ؟
داشتن چهارچوب ذهنی مثل اینه که یک نفر بگوید من یک میلیارد تومان تو یک کار سرمایه گذاری میکنم اگر کار خوب پیش رفت ان را جدی میگیرم.
اگر شما ۲۰۰ میلیون تو یک تجارت سرمایه گذاری کنید میرید و میگید خوب اگر پول دراوردم اونوقت جدی میگیرمش؟؟
این کار پول در میاره؟؟ ... نه
باید اول جدی بگیریش ، اول جدی میگیرید و بعد پول درمیاورید، اما باز هم می گویم مردم فکر نمیکنند این یک تجارت چند ملیارد تومانی است، چیزی که می خواهم بگویم این است که نتورک را سرسری نگیرید، فکر نکنید به صرف خرید یک محصول دیگه کار شما تمام است! اول کار را جدی بگیرید تا شکوفا شوید.
⚡️مطمئن باشید هیچ اتفاقی برای شما نمی افتد مگر اینکه خودتان را با کار درگیر کنید از ان ادمهایی نباشید که در مورد نتورک صحبت میکنند و بعد می گویند نه لازم نیست کار خاصی انجام بدید.
موقع معرفی کار و بعد از مشاوره باید به کسانی که معرفی می کنید، بفهمونید این یک تجارته و باید ان را جدی بگیرند. تنها راه شکوفایی کار اینه که باهاش درگیر شوید.
این جمله رو به یاد داشته باشید:

‼️بهترین کود برای باغ، جای پای باغبان است.

باید تو باغ راه بری ، باید شخم بزنی باید هرس کنی و کود بدی و بهترین کود برای باغ جای پای باغبانه .
اگه توقع دارید رشد کنید، اگر توقع دارید دیگران شما را جدی بگیرند باید خودتان کار را جدی بگیرید.

 

🗺محقق: هنگامه نظری



تاريخ : سه شنبه پنجم دی ۱۳۹۶ | 14:38 | نویسنده : عمومی |

پیام دی ماه جی تیم زهرا خلیلی

تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می‌دهید متمرکز کنید . پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی‌سوزانند "

درود به خانواده ی ارزشمند، دوست داشتی و عزیز جی تیم🙋
ارزو میکنم لحظه لحظه ی زندگیتون ‌پر باشه از اتفاقاتی که هرکدومشون شما رو بزرگ و بزرگتر میکنه💪
خوب نهمین ماه سال ماه سپاس جی تیمی هم گذشت، یادتونه انگار همین دیروز بود که داشتیم ویژن سال رو میکشیدیم و کلی براش برنامه چیده بودیم🤔🤔
یه جمله ای در مورد گذر زمان هست و من خیلی دوسش دارم که میگه:

لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند "

ایا از روزهایی که گذروندیم لذت بردیم؟
ایا ازشون درس گرفتیم و بزرگتر شدیم؟
من که خدا رو هزاران باز شکر میکنم که بهم این فرصت رو داد تا بتونم تو این مدتی که تو جی تیم هستم خیلیییی چیزا رو یاد بگیرم و بزرگ شم🙏🙏

تو خودتو چطور میبینی؟
ایا تغییری در رفتار و عملکردت ایجاد شده؟
اصلا در مورد این قضیه نشستی با لیدرت صحبت کنی و ببینی چقدر امسالت با سال گذشته ات متفاوت بوده؟
مطمئن باش بهترین کسی که بی تعارف میتونه بهت تو این قضیه کمک کنه لیدرته پس حتما همین کارو بکن👌👌
خوب تو ماه سپاس جی تیمی که خیلی ام نگرش ارزشمندی بود یاد گرفتیم که شکرگزاری برای لحظات خاص زندگی و فقط شادیها نیست ، بلکه ما باید برای لحظه به لحظه ی زندگیمون برای چیزهایی که داریم و حتی چیزهایی که نداریم و چیزهایی که میخوایم داشته باشیم باید شکرگزار باشیم🙏🙏
یاد گرفتیم باید به اندازه ی ارزش واقعی یه چیز براش شکرگزار باشیم🙏🙏
میدونم خیلیاااتون مثل من این نگرش ارزشمند رو دوست داشتید😍
میدونم که پورسانتاتون واریز شده ، اول بابتش خداروشکر میکنم و براتون برکت واقعی رو از خدا طلب میکنم 🙏و بعد بهتون میگم همه مون لایق رقم های خیلییییی بیشتر از اینا هستیم، پس خودمونو محدود نکنیم و برای بهتر شدن هر لحظه تلاش کنیم🏃‍♂️🏃‍♂️
یکی از اتفاقات مهمی که تو ماه گذشته افتادکسب نشان برتر مشتری مداری و منتخب مردم به عنوان برند محبوب ۱۰ سال اخیر کشور بود که به همه ی جی تیمی ها تبریک میگم بابت اینکه شرکتی رو برای فعالیت انتخاب کردیم که همیشه یک گام جلوتره👌👏
جلسات و دوره ای ها و سمینارهای عالی رو تو ماه گذشته تجربه کردیم که گل سر سبدش سمینار مشاوران منتخب بود که اواخر ماه توسط ابرلیدرمون برگزار شد و میتونم بگم بی نظیییییر بود ، به شرط استفاده ی درست از این نکات و نگرش های ارزشمند بهترین نتیجه ها حاصل میشه💪💪
جا داره همینجا از ابرلیدرمون یه تشکر ویژه بکنیم که با زحماتشون همیشه ما رو شگفت زده میکنن ، فقط با نتایجمون باید جواب زحماتشونو بدیم💪💪
اتفاق جالب دیگه ای که ماه پیش رخ داد ، تمرکز لیدرمون و لیدرهای عزیز روی پرزنت اختصاصی محصول خاص و بی نظیرمون کافه های حاوی قارچ گانودرما بود که بزودی شاهد یک پرزنت بسیار تاثیرگزار و خاص از گروه اموزشیمون هستیم💪💪🌹
خوب اذر ماه هم مثل همه ی ماه های سال گذشت و وارد زمستون ۹۶ شدیم😍😍
زمستون فصل دوست داشتنیه، خداروشکر که زمستونه امسالم دیدیم🙏🙏
از اولین روزش که کلی برنامه با کارشناسای گلم و لیدرم برای ترکوندن این ماه تدارک دیدیم و قطعا تا الان به گوشتون رسیده
خلاصه اینکه قراره این زمستون مثل زمستونای دیگه نباشه، قراره تو این ۳ ماه اونقدر درست و اصولی و دیوانه وار کار کنیم که عید۹۷ رو در کنار عزیزانمون با حس عالیییی جشن بگیریم😍
وقتی بهش فکر میکنم که اگه از الان روی این ویژن تمرکز کنید چه عیدی رو میتونید رقم بزنید به وجد میام و عشق میکنم👏👏😍😍
برای ازادیمون لحظه به لحظه با عشق میجنگیم

❤️ما زنده برانیم که ارام نگیریم
موجیم که اسودگی ما عدم ماست❤️

دوستتون دارم بهترینای من🌹

زهرا خلیلی

دی۹۶



تاريخ : دوشنبه چهارم دی ۱۳۹۶ | 20:2 | نویسنده : مهرداد یوسفی |

با خواندن اين داستان اراده خود را قوی کنيد

با خواندن اين داستان اراده خود را قوی کنيد

 کمي پس از آن که آقاي داربي از "دانشگاه مردان سخت کوش" مدرکش را گرفت و تصميم داشت از تجربه خود در کار معدن استفاده کند، دريافت که "نه" گفتن لزوماً به معناي "نه" نيست. او در بعد از ظهر يکي از روزها به عمويش کمک مي کرد تا در يک آسياب قديمي گندم آرد کند.

 

عمويش مزرعه بزرگي داشت که در آن تعدادي زارع بومي زندگي مي کردند. بي سرو صدا در باز شد و دختر بچه کم سن و سالي به درون آمد، دختر يکي از مستاجرها بود؛ دخترک نزديک در نشست. عمو سرش را بلند کرد، دخترک را ديد، با صدايي خشن از او پرسيد: "چه مي خواهي؟ " کودک جواب داد : "مادرم گفت 50 سنت از شما بگيرم و برايش ببرم."

 

عمو جواب داد: " ندارم، زود برگرد به خانه ات" کودک جواب داد: "چشم قربان" اما از جاي خود تکان نخورد. عمو به کار خود ادامه داد. آن قدر سرگرم بود که متوجه نشد کودک سر جاي خود ايستاده. وقتي سرش را بلند کرد، کودک را ديد بر سرش فرياد کشيد که: "مگر نگفتم برو خانه. زود باش."

 

دخترک گفت:" چشم قربان" اما از جاي خود تکان نخورد. عمو کيسه گندم را روي زمين گذاشت ترکه اي برداشت و آن را تهديد کنان به دخترک نشان داد. منظور او اين بود که اگر نرود به دردسر خواهد افتاد. داربي نفسش را حبس کرده بود، مطمئن بود شاهد صحنه ناخوشايندي خواهد بود. زيرا مي دانست که عمويش عصباني است. وقتي عمو به جايي که کودک ايستاده بود، نزديک شد، دخترک قدمي به جلو گذاشت و در چشمان او نگاه کرد و در حالي که صدايش مي لرزيد با فريادي بلند گفت: "مادرم 50 سنت را مي خواهد." عمو ايستاد. دقيقه اي به دختر نگاه کرد، بعد ترکه را روي زمين گذاشت، دست در جيب کرد و يک سکه 50 سنتي به دخترک داد. کودک پول را گرفت و عقب عقب در حالي که همچنان در چشمـان مردي که او را شکسـت داده بود مي نگريست به سمت در رفت. وقتي دخترک آسياب را ترک کرد، عمو روي جعبه اي نشست و از پنجره مدتي به فضاي بيرون خيره شد. اين نخستين بار بود که کودکي بومي به لطف اراده خود توانسته بود سفيد پوست بالغي را شکست دهد.

 

 قسمتی از کتاب ارزشمند بیندیشید و ثروتمند شوید

نويسنده: ناپلئون هيل



تاريخ : یکشنبه سوم دی ۱۳۹۶ | 23:36 | نویسنده : عمومی |

سلامتی   ثروت    عشق

 لیدر مهرداد یوسفی:

درود به خانواده بزرگ جی تیم

خیلی زود روز چهارم از ماه مهر هم رسید
فکر میکنی تا اینجا چطور بود؟؟!!
 مهم اینه که باور داشته باشی که عالی بوده و عالی تر هم میشه...

تو این مدت که مشغول ساختن شبکه خودم بودم تجارب زیادی کسب کردم ولی یکی از مهمترین تجربه های من در مورد سعادت بود...

میدونید تعریف من از سعادت ایناست:
سلامتی ثروت و عشق
 وقتی از مردم در مورد سعادتشون میپرسیدم یا میپرسم همه فکر میکنن که دوست دارن سعادتمند باشن ولی من فهمیدم که واقعن اینطور نیست چون که اونا واقعن فقط فکر میکنن دوست دارن که سعادتمند باشند درصورتی که سعادت رو هر روز از خودشون دور میکنن.

 



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه دوم دی ۱۳۹۶ | 11:27 | نویسنده : مهرداد یوسفی |

5 دشمن درونی موفقیت . مقاله از  جیم ران  بزرگ (برای موفقیت )

Facing the Enemies Within We are not born with courage, but neither are we born with fear. Maybe some of our fears are brought on by our own experiences, by what someone has told us, by what we've read in the papers. Some fears are valid, like walking alone in a bad part of town at two o'clock in the morning. But once we learn to avoid that situation, we won't need to live in fear of it. Fears, even the most basic ones, can totally destroy our ambitions. Fear can destroy fortunes. Fear can destroy relationships. Fear, if left unchecked, can destroy our lives. Fear is one of the many enemies lurking inside us.  

 

Let me tell you about five of the other enemies we face from within. The first enemy that we've got to destroy before it destroys us is indifference. What a tragic disease this is. The man says, "Hohum, let it slide. I'll just drift along." But here's one problem with drifting: we can't drift our way to the top of the mountain.

 

The second enemy we face is indecision. Indecision is the thief of opportunity and enterprise. It will steal our chances for a better future. Take a sword to this enemy.

 

The third enemy inside is doubt. Sure, there's room for healthy skepticism. We can't believe everything. But we also can't  let doubt take over. Many people doubt the past, doubt the future, doubt each other, doubt the government, doubt the possibilities and doubt the opportunities. Worse of all, they doubt themselves. I'm telling you, doubt will destroy your life and your chances of success. It will empty both your bank account and your heart. Doubt is an enemy. Go after it. Get rid of it.

 

The fourth enemy within is worry. We've all got to worry some. Just don't let it conquer you. Instead, let it alarm you. Worry can be useful. If you step off the curb in New York City and a taxi is coming, you've got to worry. But you can't let worry loose like a mad dog that drives you into a small corner. Here's what you've got to do with your worries: drive them into a small corner. Whatever is out to get you, you've got to get it. Whatever is pushing on you, you've got to push back.

 

The fifth interior enemy is over-caution. It is the timid approach to life. Timidity is not a virtue (unlike humility  - they are different); in fact, it can be  an illness. If you let it go, it'll conquer you. Timid people don't get promoted. They don't advance and grow and become powerful in the marketplace. You've got to avoid over

 

caution. Do battle with the enemy. Do battle with your fears. Build your courage  to fight what's holding you back, what's keeping you from your goals and dreams. Be courageous in your life and in your pursuit of the things you want and the person you want to become. To Your Success, Jim Rohn This article was submitted by Jim Rohn, America's Foremost Business Philosopher. 

 

ترجمه در ادامه مطلب ...



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۶ | 12:30 | نویسنده : مهرداد یوسفی |

موفقیّت، راز نیست

درود بر مکتب ارزشمند جی تیم

چند وقتی بود تصمیم داشتم چند خطی بنگارم و صد البته در محضر پیشکسوتان تجارت ارزشمندم، درس های آموخته شده ام را باز پس دهم.
قطعاً واضح است که تجارت بین المللی و پربهایی مثل بازاریابی شبکه ای، چالش هایی دارد در همان حدّ و اندازه خودش.
در ابتدای آشنایی و نیز شروع آن، دلواپسی ها و زمزمه ها هجوم می آورند و در حالی که ما به بازاریابی شبکه ای، پاسخ مثبت داده ایم در درون یا اطراف، دچار بازخوردهای منفی می شویم که خواه ناخواه در نحوه عملکردمان، خودنمایی می کند.
ممکن است در ابتدا، شنیدن جواب ردّ از نزدیک ترین افراد خانواده و حتی دوستان، هاله های خشم را زیر ابر بهانه جویی مخفی کند.
شاید کوله های امید در افراد، یک باره زمین بخورد و نشاط و شعف، جایش را با اندوه و افسردگی عوض کند.
این جا، همان جایی است که حضور ارزشمند پشتیبان می تواند مرهمی باشد بر رنجش دل افراد.
آهسته آهسته و قدم قدم در این تجارت بزرگ پیش می رویم.
مسؤولیت می پذیریم و گاه سختی نظم داشتن، ما را به چالش می کشاند و حتی شاید حس اجبار در ما شکل بگیرد.
به قول اسکاول شین: موفقیت، راز نیست، نظام است.
رنج نظم داشتن می تواند ضامن هر موفقیتی باشد.
ممکن است در ادامه مسیر، حس سرخوردگی و بی ثمری را لمس کنیم و سردرگم و حیران بمانیم.
داشتن یک سیستم آموزشی ارزشمند در چنین مواقعی، آبی است در بیابان و آتشی است در سوز سرمای حیرت مان.
آموزش پذیری یکی از مهم ترین ارکان در رسیدن به مقصد و عامل پیروزی است.
بزرگمهر می گوید: همه چیز را همه کس دانند و همه کس هنوز از مادر نزاده اند.
پس زانوی ادب زدن و پذیرا بودن نکات آموزشی، کلید موفقیت است. به یقین آموزش پذیرها، مسؤولیت پذیرترند.
انیشتین می گوید: هشتمین مورد از عجایب دنیا، ترکیب است.
اگر در هر امری، ثبات، استمرار و مسؤولیت پذیری ترکیب شوند، حاصلش می شود موفقیت.
در زندگی تمامی مردمان موفق، طاقت و شهامت موج می زند. شهامتِ ایستادن پای انتخاب ها.
یادمان باشد یک روز با امید به پیروزی، جی تیم را با جان مان انتخاب کردیم.
پس سپاسگزارِ حس خوب آن روز و انتخاب مان باشیم و مردانه برای رسیدن به رؤیاهایی که چشم انتظارمان نشسته اند، بجنگیم.

با تشکر از آقای پناهی عزیز کارشناس محترم بابت نوشتن این پیام و انتقال حس زیباشون



تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۶ | 12:30 | نویسنده : مهرداد یوسفی |

‍ هفت قانون طلایی برای موفقیت

 

🌺🍃 قانون اعتقادات
به هر چیز که اعتقاد داشته باشید چه درست چه نادرست، بر قسمت نیمه‌هوشیار ذهن تأثیر می‌گذارد و با دقتی حیرت آور به عینیت در می‌آید.

هر امر باید ابتدا در غالب اعتقاد درآید تا به آن عمل شود.

🌺🍃 قانون انتظارات
هر آنچه که انتظارش را می‌کشید به سرتان می‌آید.

مثلاً اگر انتظار یک زندگی خوب و موفق را می‌کشید، همان را خواهید داشت و برعکس. پس اگر هر عملی که انجام دهید از آن انتظار مثبت داشته باشید، نتیجه مثبت خواهید گرفت.

حتماً تأثیر این قانون را در زندگی روزمره زیاد دیده‌اید.

 

🌺🍃 قانون جاذبه
منفی‌ها، منفی‌‌ها را جذب می‌کنند و مثبت ها، مثبت‌‌ها را. افراد با ذهنیت منفی، اشخاص منفی را جذب می‌کنند و برعکس، افراد با ذهنیت مثبت، اشخاص پر انرژی و مثبت‌اندیش را.

 

🌺🍃قانون جانشینی
ذهن نیمه‌هوشیار در یک لحظه می‌تواند فقط به یک وجه از قضیه فکر کند (مثبت یا منفی). یعنی زمانی که می‌خواهیم به جنبه مثبت کاری فکر کنیم قادر نیستیم در همان لحظه جوانب منفی آن را هم بسنجیم.

مگر آنکه جنبه منفی جانشین وجه مثبت شود.

 

🌺🍃 قانون کارما
آدمی تنها آنچه را که می‌دهد باز می‌ستاند. بازی زندگی، بازی بومرنگ هاست. پندار و کردار و گفتار انسان دیر یا زود با دقتی حیرت انگیز به خود او باز می‌گردد.
کارما واژه‌ای است سانسکریت به معنای «بازگشت».

آنچه که آدمی بکارد، همان را درو خواهد کرد. بسیاری از مردم از این واقعیت غافلند که هدیه دادن نوعی سرمایه گذاری است و اندوختن از سر حرص و احتکار جز تنگدستی عاقبتی ندارد.

 

🌺🍃 قانون بخشایش
این قانون می‌گوید خطا‌‌های خود و دیگران را فراموش کنید و ببخشید. فراموش کردن خطا‌‌های خود این حسن را دارد که تصویر ذهنی شخص از خود، مخدوش نمی‌شود.
هر اندیشه‌ی خشک و محدود‌کننده‌ای مثل مقصر دانستن خود، یا کینه و ناراحتی داشتن از دیگران بر ذهن نیمه‌هوشیار اثر گذاشته، مانع پیشرفت می‌شود.

 

🌺🍃قانون پرهیز از تردید و هراس
جز تردید و هراس هیچ چیز نمی‌تواند میان انسان و آرمان‌‌هایش فاصله ایجاد کند. اگر انسان بدون دلهره، برای تحقق آرزو‌هایش تلاش کند، بی‌درنگ برآورده خواهد شد.
ترس، دشمن بزرگ بشر است. ترس از تنگدستی، ترس از بدبختی، ترس از شکست، ترس از بیماری، ترس از دست دادن و…

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۶ | 9:34 | نویسنده : مهرداد یوسفی |

قوانین شکرگزاری

سلام جی تیمی ها

شکرگزاری،‌ قدردانی و ابراز لذت و رضایت از تمام چیزهایی است که به ما ارزانی شده و بنابراین، با ارسال انرژی مثبت به سوی آن‏ها، مقادیر فزون‏تری از تمام چیزهای خوب، به‏ سویمان گسیل خواهد شد.

کسی‏که به‏ طور مدام برای سلامتی خود و نزدیکانش شکرگزار باشد، سلامتی بیشتری در انتظارشان خواهد بود. شکرگزاری برای مال و دانش و…..، نیز سبب افزودن تمامی آن‏ها خواهد شد. “راندا برن ” می‏نویسد: “غیرممکن است‏ که چیزی به زندگی شما افزوده شود اگر نسبت به آن‏چه دارید، ناسپاس باشید.

چرا؟

زیرا اندیشه‏ ها و احساساتی که شما مخابره می‏کنید، در حالت ناسپاسی، همه عواطف منفی هستند. چه حسادت باشد، جه دلخوری، نارضایتی یا بیان این احساس که “کافی نیست”. این احساسات نمی‏توانند مقدار بیشتری از آن‏چه را که نمی‏ خواهید به ‏سوی شما بیاورند. این عواطف منفی، خیری را که به سوی شما می‏آید، متوقف می‏کنند.”

به‏ عبارت دیگر، با شکرگزاری و تکرار مداوم آن، خیر و برکت به‏ سوی انسان سرازیر می‏شود. هرکس شکرگزارتر است،‌ توانگرتر است.

شکرگزاری، چکیده ایمان و اعتقاد راستین بشر به‏ صورت کاربردی است.

اگر حس شکرگزاری در انسان نهادینه شود، خدواند بازدهی آن‏را هرطور که او طلب کند، چندبرابر می‏دهد.

اگر به جای شکایت برای چیزهایی که دارید قدردانی کنید احساس بهتری پیدا میکنید و این باعث جذب چیزهای بهتر بیشتری به سمتتان میشود.

حالا ما به بررسی دو مورد مهم «چگونگی نوشتن لیست شکرگزاری» و «تمرین شکر گزاری» می پردازیم.

ادامه مطلب در...



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۶ | 19:32 | نویسنده : عمومی |

تصورات نادرست درمورد بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه‌ای یک مدل کسب‌وکار با 50 سال قدمت است. تصورات نادرست بسیاری در مورد این نوع از بازاریابی وجود دارد که در بهترین حالت آن را یک کسب‌وکار بی‌اهمیت و در بدترین حالت، عده‌ای از فروشندگان حریص تعریف می‌کنند.

اما اگر این نگرش‌ها و تصورات غلط قدیمی را کنار بگذاریم، بازاریابی شبکه‌ای یک روش مناسب برای شروع یک کسب‌وکار پاره‌وقت است و اولین قدم برای موفقیت در این راه، تشخیص حقیقت آن از تصورات نادرستی است که درمورد آن وجود دارد. در ادامه‌ی این مقاله چند مورد از تصورات اشتباهی که در مورد این بازاریابی رایج شده است و دلایل نادرستی آن‌ها بیان می‌شود.

 



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۶ | 13:34 | نویسنده : عمومی |

پيام نگرش ماه آذر تيم جهاني

درود به همه خانواده نازنین جی تیم

آرزو میکنم هرلحظه از زندگیتون پر از شادی و حس خوب زندگی کردن باشه...

ماه سیاق جی تیمی چطور بود؟!

میدونم که خیلی‌ها یه ماه بی نظیر و فوق‌العاده خاص رو تجربه کردند.

راستش واسه خودمم ماه آبان یه ماه بی نظیر و عالی بود

خیلی خوشحالم که هر ماه رشد خانواده خودم رو میبینم و به این حسم میبالم...

خب میدونم همتون خبر ترکوندن راهبرای جی تیم و مخصوصا راهبر جدیدمون رو شنیدید و این حس ترکوندن با نگرش سیاق جی تیمی چندبرابر شد...

همینطور دیدار خودم با کارشناسان دفاتر و شهرستانهای مختلف مخصوصا خانواده جی تیم شهرستان اردبیل کلی به خودم انرژی داد که جا داره بابت هماهنگی این برنامه ها از همه راهبرای جی تیم تشکر کنم که همه جوره برای سربلندی جی تیم تلاش می‌کنند و مخصوصا از داداش گلم و اسطوره جی تیمی ها لیدر صالح دوست داشتنی و لیدر ایمان بابت هماهنگی این برنامه ها قدردانی میکنم...

ماه آبان نکته قابل ذکر درآمدزایی خیلی از اعضای خانواده جی تیم مخصوصا از رتبه مشاور ارشد تا راهبرای جی تیم بود که حس خیلی خوبی رو به خودم میده وقتی این موفقیت ها رو‌میبینم..

در کل ماه سیاق جی تیمی رو خیلی دوست داشتم و احساس میکنم که نتایج خیلی عالی رو بزودی از این نگرش و ترویجش تو جامعه نتورک میگیریم...

خب برسیم به نگرش این ماه که میدونم منتظرش هستید ولی میدونم شما هم مثل من صبور نیستید و ابتدا، وسط پیام رو خوندید و بعد از اول دارید میخونید...

یادتون باشه لیدرتون از رگ گردن به شما نزدیکتره...

پس همونطور که متوجه شدید نام ماه آذر ۹۶ با نام

سپاس جی تیمی

نامگذاری شد..

سپاس در لغت به معنی شکرگزاری، قدردانی، تشکر، منت و ... هست.

شاید همه ما همیشه درمورد اهمیت شکرگزاری شنیدیم و سعی میکنیم انجامش بدیم.

 به شخصه یکی از آرمان‌های زندگیم این هست که بتونم این نگرش رو در خودم درونی کنم.

 

از نظر من

بالاترین رشد شخصی که بخوام بهش دست پیدا کنم اینکه یه انسان قدرشناس واقعی باشم...

شاید عجیب باشه که یه موضوع به این سادگی یعنی شکرگزاری رو به عنوان بالاترین مرتبه از رشد شخصی میدونم.

البته این عقیده‌ی منه و ممکنه حتی اشتباه باشه ولی من تا به امروز باورش کردم و تمام تلاشم رو‌ میکنم که بهش دست پیدا کنم. جالبه بدونید هرچقدر بیشتر برای درونی کردنش تلاش میکنم هم برکت بیشتری در زندگیم جاری میشه هم بیشتر میفهمم که یه انسان قدردان اصیل نیستم و باید تلاشم رو بیشتر کنم تا برکت بیشتری در زندگیم جاری بشه.

وقتی پای حرفای افراد بزرگ و سعادتمند دنیا میشینیم ریشه همه موفقیتها و سعادتمندیها و برکتهایی که تو زندگیشون جاری شده رو از شکرگزاری میدونن...

جالبه عموم مردم فکر میکنند که شکرگزاری باید در مواقعی باشه که پاداشی دریافت کردند و یا به موفقیت یا برتری رسیدند ولی افراد موفق دنیا دقیقا میدونن که شکرگزاری واقعی باید همیشگی و به دور از تمام اتفاقات پیرامونمون باشه...

همه ما دیدیم افرادی رو که وقتی یه اتفاق خوب میوفته یا از یه خطری نجات پیدا میکنند میگن خدایا شکرت!!

دقت کردید؟!

کمتر پیش میاد یکی بعد از یه حادثه خیلی بد بگه خدایا شکرت!!

حالا شاید سوالتون این باشه یعنی اگه بعد از اتفاقات بد شکرگزاری کنیم حلله؟!

نه اتفاقا منظورم اصلا این نیست...

موضوع شکرگزاری هیچ ارتباطی با حوادثی که پیرامونمون اتفاق میوفته نداره و این متاسفانه به اشتباه برامون جا افتاده که باید اتفاقی بیوفته تا شکر­گذار باشیم...

درواقع سپاس واقعی زمانی اتفاق میوفته که شما به دور از هر موضوعی شکرگزار باشید!

یعنی بدون درنظر گرفتن اینکه قراره چه اتفاقی بیوفته باید شکرگزار بود و تنها راه برای درونی کردن این نگرش بسیار مهم فقط و فقط رشد شخصی و نظم شخصی هست که برنامه‌ایی منظم برای انجامش داشته باشید...

مطمعنم خیلی از شماها میدونید که توی همه ادیان و سنت‌ها حتی روزهایی رو در طول سال، ماه یا هفته در نظر میگیرند که افراد میان و شروع به شکرگزاری میکنند و این خودش ایجاد همون نظم شخصی برای شکرگزار بودنه...

واقعا تا الان فکر کردی که چه قدر عالی میشه که هر روز زمانی رو اختصاص بدی به شکرگزاری و قدردانی !؟

مطمعنم اگه بدونید انجام این نظم شخصی و درونی کردنش چه سعادت بزرگی رو در زندگیتون جاری میکنه حتما اینکارو مثل خودم انجام میدید...

حتما از لیدرهاتون در مورد اصول صحیح شکرگزاری راهنمایی بگیرید...

مهمترین موضوع برای تصمیم به شکرگزاری اینه که ابتدا بدونیم میتونیم شکرگزارتر از پیش باشیم و در راستاش اقدام کنیم...

میدونید چرا خودم به شخصه این نگرش رو خیلی باارزش میدونم !؟

چون خیلی سخته خیلیییی

خیلی سخته وقتی چیزی رو داری شکر­گزارش هم باشی!

لابد میگید کجاش سخته ؟

سختیش تو اون قسمتیه که اصلی ترین اصول شکرگزاری اینه که شکرگزاری از هرچیزی باید به اندازه ارزشش باشه تا تاثیرش رو در زندگیتون بزاره!!

متوجه منظورم شدید؟!

یعنی صرف اینکه من شکرگزار باشم ولی نه به اندازه ایی که شایسته‌اش باشه تاثیری در زندگیم نداره!!

درسته که به نوبه خودش خوبه چون با تلاش بیشتر میتونیم بالاخره به نقطه‌ای برسیم که با توجه به ارزش هرچیزی شکرگزارش باشیم پس باید هرطوری شده شروع کنیم...

تصور کنید تا الان چندبار بابت داشتن همین چشمای زیبایی که باهاش در حال خوندن این متن هستید، شکرگزار بودید؟! واقعا چندبار؟!

به نظرتون به اندازه‌ایی که شایسته شکرگزاری بود، قدردانش بودید؟!!

امیدوارم اینطور باشه!

یا همین دست‌هاتون! و خیلی لوازم و چیزهای دیگه مثل همین دستگاهی که نمیدونم موبایله یا تبلت یا کامپیوتر یا هرچیز دیگه‌ایی بابتش شکرگزار بودید؟!

یه لحظه تصور کنید از ساعاتی بعد چشماتون بیناییش رو از دست بده یا دست‌هاتون عصبش رو از دست بده!؟

اگه این اتفاق بیوفته روزی چندبار بهش فکر میکنید؟!

الان به همون مقدار شکرگزار بودنش هستید؟!؟

خب جالب اینکه ما به صورت ناخوداگاه از کودکی آموزش میبینیم که ناسپاس باشیم که بعدها بیشتر در موردش صحبت میکنم...

ولی امروز میخوام بهتون بگم سپاس جی تیمی باید مجموع همه شکرگزاری‌ها و قدردانی‌های بی‌منت باشه!

یعنی از نظر من شخصی که توی مکتبمون قدم میزاره باید سعی کنه سپاس رو‌ به معنای واقعی درک کنه و تو زندگیش جاری کنه...

باید خودتون رو رشد بدید و سپاسگزار هرچه که دارید یا ندارید باشید...

سپاس جی تیمی یعنی اینکه تقدس هر نفسی که با هم میکشیم رو درک کنیم و ‌بدونیم همه اون چرایی و اهدافی که یادداشت کردیم بینمون مشترک و ارزشمنده و هیچ چیز نمیتونه مانع شکرگزاری از این مهم باشه...

وقتی همه چیز عالیه، حسمون عالیه، نتایج هم عالیه، سپاس جی تیمی همونقدر ارزشمنده که وقتی به چالشی خوردیم پس باید دقیقا همون اندازه شکرگزار بودن کنار هم باشیم...

یه جی تیمی میدونه با ارزشترین و‌ واقعی ترین چیزی که بینمون وجود داره حس جی تیمی بودنه و هیچ چیز نمیتونه باعث بشه همه این حس های خوب رو خراب کنه پس بابتش شکر میکنیم...

امروز به واسطه همین سپاس جی تیمی خیلی از افراد معمولی دیگه معمولی نیستند و کافیه قبل از رسیدن باور کنی و بابتش شکرگزار باشی نه اینکه منتظر رسیدنش باشی تا شکرگزار باشی!

یه جی تیمی میدونه روزی که جی تیم رو شناخت به واسطه اعتماد پشتیبانهاش به خودش بوده و بابتش شکرگزاره و مید‌ونه حتی توی چالشها چیزی از سپاسی که باید باشه کم نمیشه...

همینطور یه جی تیمی میدونه که باید سپاسگذار همه افرادی باشه که بهش اعتماد کردند و همراه شدند خواه در این مسیر همیشه همراهمون باشند خواه نباشند!

توی ماه سپاس جی تیمی با هم میثاق میبندیم که پای همه ارزشهامون باشیم و هر روز زمانی هرچند کوتاه رو اختصاص بدیم به شکرگزاری از هرآنچه داریم و حتی نداریم...

یاد میگیریم که قدردان زحمت‌های پشتیبانهامون باشیم و قدردان افرادی که با عشق کنارمون هستند...

همین الان بعد از پایان پیام این ماه قبل از نظر گذاشتن توی وبسایت بلافاصله به هر پشتیبانی که ازش حتی یه چیز کوچیک یاد گرفتی پیام بده و بگو قدرش رو میدونی ! ببین چقدر حست عالی میشه من بهت تضمین میدم این برکت رو‌ در زندگیت جاری میکنه!!

یاد میگیریم که اگه یه روزی به هردلیل چالشی بود هیچ‌وقت ارزشها و حس‌هایی که در روزهای خوبمون ایجاد کردیم رو پایمال نکنیم و بابتش سپاسگزار باشیم...

یاد میگیریم چیزی رو که با عشق و با شور و شعورمون ایجاد کردیم، ارزشش رو‌ بدونیم و خودمون رو مالک این حس بدونیم و‌ مسئولیت خوب یا بد بودن همه لحظاتش رو‌ بپذیریم...

یاد میگیریم در ماه سپاس جی تیمی، شخصیت و ارزش‌ والای جی تیمی بودنمون رو به همه نشون بدیم و پرقدرت تر از پیش با درک ارزشهامون و سپاس از همه لحظاتی که با هم داشتیم حماسه‌ای نوع بسازیم...

من همینجا مثل همیشه از اینکه شما رو دارم و با هم جی تیم رو جهانی میکنیم سپاسگزارم ...

شما ارزشمندترین انسان‌های دنیا هستید و من بهتون ایمان دارم...

ایمان دارم که اگه ما کنار هم قرار گرفتیم ‌و حرف همدیگرو میفهمیم اتفاقی نیست و با همین اراده ادامه میدیم چون حقمونه همیشه بهترین باشیم و دنیا رو جای بهتری برای زندگی کنیم...

میدونم که خیلی کار داریم و اینم میدونم خیلی‌ها منتظرند که سریعتر جی تیمی بودن رو‌تجربه کنند پس یک نفس تا جهانی شدن و یکپارچه کردن نتورک دنیا با سیاق جی‌تیمی پیش میریم....

و باز هم قسم میخورم مثل همیشه پای همه اهداف و چرایی های مشترکمون تا همیشه هستم...

یادتون نره به پشتیبانتون پیام بدید نه فقط بخاطر حس خوبی که به پشتیبانتون میدید که براتون زحمت کشیده، بیشتر به خاطر خودتون که ارزشمندید...

 

لحظاتتون همیشه جی تیمی

 

#مهردادیوسفی

آذر ۹۶


موضوعات مرتبط: پیامهای نگرشی ابتدای ماه جی تیمی

تاريخ : پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۶ | 20:32 | نویسنده : مهرداد یوسفی |

در حفظ و ارتقاء سطح بهداشت روانی جامعه سهیم باشیم

بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرار میداد:

حدود 1000 نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از همه استانداردهای بین المللی برخوردار بود.

این زندان همه امکاناتی که باید یک زندان طبق قوانین بین المللی برای رفاه زندانیان داشته باشد را دارا بود.

این زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود و حتی امکان فرار نیز تا حدی وجود داشت.

آب و غذا و امکانات به وفور یافت میشد.

در آن از هیچ یک از تکنیک های متداول شکنجه استفاده نمیشد، اما...

اما بیشترین آمار مرگ زندانیان
در این اردوگاه گزارش شده بود.

عجیب اینکه زندانیان به مرگ طبیعی میمردند.

با این که حتی امکانات فرار وجود داشت اما زندانیان فرار نمی کردند.

بسیاری از آنها شب می خوابیدند و صبح دیگر بیدار نمی شدند.

آنهایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خودشان و نسبت به هموطنان خودشان که مافوق آنها بودند رعایت نمیکردند،

و در عوض عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی میریختند.

دلیل این رویداد، سالها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد:

در این اردوگاه، فقط نامه هایی که حاوی خبرهای بد بود را به دست زندانیان می رساندند و نامه های مثبت و امیدبخش تحویل نمیشد.

هر روز از زندانیان می خواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که به دوستان خود خیانت کرده اند، یا می توانستند خدمتی بکنند و نکردند را تعریف کنند.

هر کس که جاسوسی سایر زندانیان را می کرد، سیگار جایزه میگرفت.
اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود و معلوم شده بود خلافی کرده هیچ نوع تنبیهی نمیشد.

در این شرایط همه به جاسوسی برای دریافت جایزه (که خطری هم برای دوستانشان نداشت) عادت کرده بودند.

تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به نقطه مرگ رسانده است، چرا که با دریافت خبرهای منتخب (فقط منفی) امید از بین میرفت.

با جاسوسی، عزت نفس زندانیان تخریب می شد و خود را انسانی پست می یافتند.

با تعریف خیانتها، اعتبار آنها نزد هم گروهی ها از بین میرفت.

و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی، و مرگ های خاموش کافی بود.
این سبک شکنجه، شکنجه خاموش نامیده میشود.

نتيجه :
اگر این روزها فقط خبرهای بد میشنويم، اگر هیچ کدام به فکر عزت نفس مان نيستيم و اگر همگي در فکر زدن پنبه همدیگر هستيم،
به سندرم «شکنجه خاموش» مبتلا شده ايم.

این روزها همه خبرهای بد را فقط به گوشمان میرسانند و

ما هم استقبال میکنیم ...
دلار گران شده ...
طلا گران شده ...
کار نیست ...
مدرسه ای آتش گرفت ...
زورگیری در ملاءعام...

این روزها هیچ کس به فکر عزت نفس ما نیست!
شما چطور فکر میکنید؟ ...
ما ایرانیها دزدیم! ...
ما ایرانیها همه کارهایمان اشتباه است.
ما ایرانیها هیچی نیستیم!
ما ایرانی ها از زیر کار درمیرویم!
ما هیچ پیشرفتی نکردیم!
ما ایرانیها هیچ هنری نداریم!
ما ایرانیها آدمِ حسابی نداریم!
ما ایرانیها هر عیبی که یک انسان می تواند داشته باشد داریم!

توی همین محیط های مجازی چقدر با دلیل و بی دلیل به خودمان بد میگوییم و لذت میبریم.
به خودمان فحش می دهیم و کیف می کنیم و میخندیم.

اقوام مختلف ایرانی را مسخره می کنیم و همه با هم کل ایران را !

بزرگان علمی، هنری، ادبی و دینی کشور خودمان را وسیله خنده و تفریح کرده ایم و هیچکس هم نباید فکر کند اینها نقشه است.

این همان جنگ نرم است.

این روزها همه در فکر زیرآب زدن بقیه هستند، شما چطور؟

این روزها همه احساس می کنند در زندانی بدون دیوار دوران بی پایان محکومیت خود را می گذرانند، شما چطور؟

این روزها همه شبیه زندانیان جنگ آمریکا و کره منتظر مرگ خاموش هستند٬ شما چطور؟

بیاییم از خواندن و شنیدن اخبار منفی‌‌ فاصله بگیریم و تا می توانیم به خود و اطرافیانمان امید بدهیم، احترام بگذاریم و در هرشرایطی شاد زندگی کنیم.

با انتشار این مطلب در حفظ و ارتقاء سطح بهداشت روانی جامعه سهیم باشیم.



تاريخ : دوشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۶ | 12:15 | نویسنده : مهرداد یوسفی |
<< مطالب جدیدتر         مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By Slide Skin:.